تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
و با وجود صغر سن آن جناب را بمنصب استيفاى ديوان اعلى منصوب گردانيد و بىواسطهء وزيرى كيفيت محاسبات و چگونگى بعضى از حالات را از وى مىپرسيد و خواجه افضل الدين محمد در ايام سلطنت پادشاه عالى جاه سلطان حسين ميرزا منظور نظر عاطفت گشته ، فى سنهء 878 پاى بر مسند وزارت نهاد و بسبب وفور وقوف و كاردانى از ساير وزراء اختيار بيشتر يافته ، ابواب برو احسان بر روى طوايف انسان گشوده ، شعر
در عدل بر روى انسان گشود * بمردم نكوئى و احسان نمود
و از جمله اتفاقات حسنه كه آن جناب را دست داد يكى آن بود كه : لوح دل را بنقوش اخلاص و دولت‌خواهى مقرب حضرت پادشاهى يعنى امير صافىضمير نظام الدولة و الدين عليشير آراسته گردانيد و مدت العمر نسبت بدان امير صاحب حشمت در مقام مخالصت زيسته ، پيوسته بمضمون اين ابيات مترنم مىگرديد : بيت
منت خداى را كه ز افساد اين و آن * هرگز نشد بناى محبت خلل‌پذير ما سال و مه خيال تو داريم در دماغ * ما روز و شب هواى تو داريم در ضمير
بنابرآن امير عاليشأن در تربيت آن وزير آصف منقبت سعى موفور بجاى مىآورد و آن جناب را در پناه عاطفت خويش مأوى داده ، در حمايت و رعايتش هرگز اهمال نمىكرد و در شهور سنهء 892 كه خواجه مجد الدين محمد در قشلاق مرو صاحب اختيار ملك و مال شد ، بذروهء جاه و جلال رسيد خواجه افضل الدين محمد دورانديشى كرده ، ببهانهء استخراج اموال مملكت استراباد متوجه آن صوب گرديد و بعد از وصول بملاقات امير