كف كفايت آن جناب نهاد و بعضى از اركان دولت و اعيان حضرت و ديوانيان و عملهء ايشان كه از خواجه نظام الملك رنجيده بودند در مخالفتش با خواجه افضل موافقت نمودند و خواجه در مقام تفتيش و تفحص معايب امين الدوله و اتباعش درآمده ، بموجب كلمه « الانسان مركب من السهو و النسيان » هر روز امرى كه متضمن تقصير يا تصرف - - گماشتگان « 1 » - - ايشان از پس پردهء اختفاء ظهور مينمود و كيفيت آن بصريح و كنايت بعرض رسيده ، موجب تغير مزاج پادشاه مىگرديد و اول صورتى كه در آن اوان بخلاف رأى خواجه نظام الملك روى نمود آن بود كه : خواجه عماد الاسلام - - ولد خواجه محمد عتيق اللّه « 2 » - - را كه برادر مادرى « 3 » فرزندان خواجه بود و بامر وزارت اشتغال داشت در روز يكشنبهء بيست و يكم شهر رمضان - - سنهء ثلث و تسعمائه « 4 » - - مقيد و مؤاخذ گردانيدند . ديگر آنكه در آن ايام نشانى بدست سلطان حسين ميرزا « 5 » افتاد و مهر خواجه كمال الدين حسين را بر ظهر آن ديده « 6 » ، فرمود كه : - - مرا ازين معنى خبر نبود كه كمال الدين حسين بر فرامين مطاعه مهر مىزند و حكم فرمود كه « 7 » - - :
من بعد دست از آن كار بازدارد « 8 » . بالجمله چون اسباب شهادت « 9 » نظام الملكيه دست در هم داد در اواسط « 10 » شوال سال مذكور « 11 » امراى عظام بموجب فرمان پادشاه ذو احتشام « 12 » خواجه نظام الملك و خواجه كمال الدين
هامش
( 1 ) در خ اين كلمه نيست
( 2 ) در ق اين جمله نيست و در اصل خ : عشق اللّه
( 3 ) خ : برادر مادر
( 4 ) سال 903 و در خ اين عبارت نيست
( 5 ) خ : سلطان صاحبقران
( 6 ) خ : ديده بر ظهر آن
( 7 ) در خ اين عبارات نيست
( 8 ) خ : كاروبار دارد
( 9 ) خ : نكبت
( 10 ) خ : و اواخر
( 11 ) خ : سنهء ثلث و تسعمائه
( 12 ) خ : پادشاهى