ترتيب كرده و اين ابيات را در سلك بيان آورده كه « 1 » :
قطعه « 2 »
دو برادر باهم ارزانى كه از قدر آمدند * آن وزارت را مآب و اين امارت - - را « 3 » - - مآل
آن كمال دولت و دين در همه بابى رشيد * وين رشيد ملك و ملت در نهايات كمال
هم بود از رأى آن « 4 » صبح سعادت را فروغ * هم بود از روى اين « 5 » خورشيد دولت را جمال
بر سرند از مهرومه آن در علا وين در علو * برترند از بحر و كان آن در سخا اين « 6 » در نوال
از « 7 » جناب آن « 8 » نخواهد كرد دولت اجتناب * وز ركاب اين نخواهد يافت اقبال انتقال
آن بود خورشيد منظر اين بود برجيس قدر * آن بود محمود طالع اين بود مسعود فال
ماه جاه حشمت « 9 » آن باد فارغ از خسوف * آفتاب دولت اين باد ايمن از زوال
القصه - - چون « 10 » - - مدت چند سال امين الدوله و اولاد و اقرباى او در كمال استقلال مهمات سلطانى و معاملات ديوانى را تنظيم و تنسيق مىنمودند بالاخره بمقتضاى آنكه گفتهاند :
بيت « 11 »
كدام سرو سهى را سپهر آبى داد * كه باز خشك نكردش به آتش بيداد ؟
هامش
( 1 ) خ : ابيات را در آن رساله مندرج گردانيده
( 2 ) خ : نظم
( 3 ) در ق اين كلمه نيست
( 4 ) ق : او
( 5 ) خ : دين
( 6 ) ق : اين در سخا آن
( 7 ) خ : وز
( 8 ) ق : او
( 9 ) خ : ماه جاه و حشمت و ق :
ماه جاه و حشمت
( 10 ) در ق اين كلمه نيست
( 11 ) خ : شعر