تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
ترتيب كرده و اين ابيات را در سلك بيان آورده كه « 1 » : قطعه « 2 »
دو برادر باهم ارزانى كه از قدر آمدند * آن وزارت را مآب و اين امارت - - را « 3 » - - مآل آن كمال دولت و دين در همه بابى رشيد * وين رشيد ملك و ملت در نهايات كمال هم بود از رأى آن « 4 » صبح سعادت را فروغ * هم بود از روى اين « 5 » خورشيد دولت را جمال بر سرند از مهرومه آن در علا وين در علو * برترند از بحر و كان آن در سخا اين « 6 » در نوال از « 7 » جناب آن « 8 » نخواهد كرد دولت اجتناب * وز ركاب اين نخواهد يافت اقبال انتقال آن بود خورشيد منظر اين بود برجيس قدر * آن بود محمود طالع اين بود مسعود فال ماه جاه حشمت « 9 » آن باد فارغ از خسوف * آفتاب دولت اين باد ايمن از زوال
القصه - - چون « 10 » - - مدت چند سال امين الدوله و اولاد و اقرباى او در كمال استقلال مهمات سلطانى و معاملات ديوانى را تنظيم و تنسيق مىنمودند بالاخره بمقتضاى آنكه گفته‌اند : بيت « 11 »
كدام سرو سهى را سپهر آبى داد * كه باز خشك نكردش به آتش بيداد ؟
هامش
( 1 ) خ : ابيات را در آن رساله مندرج گردانيده ( 2 ) خ : نظم ( 3 ) در ق اين كلمه نيست ( 4 ) ق : او ( 5 ) خ : دين ( 6 ) ق : اين در سخا آن ( 7 ) خ : وز ( 8 ) ق : او ( 9 ) خ : ماه جاه و حشمت و ق : ماه جاه و حشمت ( 10 ) در ق اين كلمه نيست ( 11 ) خ : شعر