اولاد امجاد آن خواجهء والانژاد خواجه كمال الدين حسين و خواجه رشيد الدين عبد الملك « 1 » دو جوان بودند بحسن سيرت و صورت آراسته و نهال وجود ايشان از صفات ذميمه و صفات دنيه « 2 » پيراسته .
خواجه كمال الدين حسين بجودت طبيعت و حدت قريحت « 3 » و فصاحت بيان و طلاقت لسان موصوف و معروف بود و خواجه رشيد الدين عبد الملك با وجود اين اوصاف در ميدان جلادت و سپاهىگرى گوى مسابقت از امثال و اقران مىربود « 4 » و اين دو برادر نامدار در زمان اقتدار پدر بزرگوار در سلك - - اپجكيان و « 5 » - - مقربان منتظم بودند و با آنكه خواجه كمال الدين حسين پروانچى نبود اكثر پروانجات به مهر او مىرسيد و ايضا مهر مربع طولانى ترتيب داده ، بر ظهر « 6 » نشانها بر محاذى « 7 » مهر بزرگ همايون مىزد و مادام كه آن مهر بر نشان نبودى هيچكس نشان را اعتبار ننمودى .
اما خواجه رشيد الدين عبد الملك « 8 » از دخل در امور ديوان « 9 » خود را كشيده مىداشت و اكثر اوقات را بممارست « 10 » آداب رزم و پيكار صرف مىنمود « 11 » و جناب فضايلمآب - - مرحومى « 12 » - - مولانا كمال الدين عبد الواسع كه در فن انشاء و بلاغت سرآمد ارباب فضيلت بود « 13 » - - و اين دو برادر عالىگهر نزد او تعلم نموده بودند « 14 » - - ترسلى بنام نامى ايشان « 15 »
هامش
( 1 ) ق : عميد الملك
( 2 ) ق : دينيه
( 3 ) ق : فصيحت
( 4 ) ق : ربود
( 5 ) در خ اين دو كلمه نيست
( 6 ) خ : در ظهر
( 7 ) خ : در مجازى
( 8 ) ق : عميد الملك
( 9 ) خ : ديوانى
( 10 ) ق : بمهمات .
( 11 ) خ :
مىفرمود
( 12 ) در ق اين كلمه نيست
( 13 ) خ : انشاء بىمثل و همتا بود
( 14 ) در خ اين عبارت نيست
( 15 ) . خ : بنام نامى ايشان ترسلى