تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
امراء و نوئينان « 1 » مهر زد و حكم همايون صادر شد كه در فرامين مطاعه لقب او را امين الدولة القاهره نويسند . بالجمله از - - رشحات سحاب « 2 » - - عاطفت سلطانى چمن « 3 » امال و امانى خواجه نظام الملك بمثابه‌اى ناضر و ريان گشت كه پايهء اعتبار و اقتدارش از مراتب وزراى سابقه بلكه امراى سالفه درگذشت . بيت « 4 »
بر خاك آستان تو هركس نهاد روى * دست قضا سرش بسپهر برين رساند امروز آنكه پيش تو صف نعال يافت * فرداش بخت نيك بصدر شرف نشاند
اكثر اركان دولت و اعيان حضرت در سرانجام مهمات محتاج بدان جناب بودند . بيشتر علماى اعلام و فضلاى واجب الاحترام ملازمت عتبهء عليه‌اش مىنمودند و فى الواقع خواجه نظام الملك بصفت وقار و تمكين و سمت حلم و تواضع اتصاف داشت و پيوسته بتكرار ادعيه و اذكار مواظبت نموده ، رايت « 5 » پرهيزگارى مىافراشت . او را هرگز « 6 » دربان و يساول نبودى و هركس مهمى داشتى فرصت يافته ، خود بوى عرض نمودى . لفظ فحش مطلقا بر زبان نياوردى و با همه‌كس « 7 » - - از روى « 8 » - - تعظيم و تكريم گفت‌وگوى كردى . بيت
خلعت مردمى و جامهء انسانيت * خاص بر قامت « 9 » با قيمت او دوخته بود
هامش
( 1 ) ق : نوييان ؟ ؟ ؟ ( 2 ) در خ اين كلمه نيست و در ق : صحاب ( 3 ) خ : سلطان حسن ( 4 ) خ : شعر ( 5 ) ق : رويت ( 6 ) خ : هركه ( 7 ) خ : هركس ( 8 ) در ق اين دو كلمه نيست ( 9 ) خ : با قامت
دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 423 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير ) / سعيد نفيسى