هرچند سعى و اهتمام نمودند و معايب او را پيدا و پنهان بر رأى عالمآراى پادشاه جهانيان عرض فرمودند به جائى نرسيد و آن شهريار عدالت شعار خواجه مجد الدين محمد را مواخذ و مخاطب نگردانيدند « 1 » .
بيت
نكرد آن شهنشاه عالىجناب * بقول غرضگوى بر وى عتاب
و چون نزديك به آن شد كه بواسطهء موافقت - - امراء « 2 » - - در باب مخالفت خواجه مجد الدين محمد اختلال « 3 » باحوال ملك راه يابد سلطان صاحب حشمت بحسب ضرورت او را از تكفل مهام سلطانى معاف داشت و از كمال عنايت در روز عزل قامت قابليتش را بخلعت چهار قب - - بياراست « 4 » - - و مبلغ صد هزار دينار كپكى انعام فرمود . اما چون متعمد السلطنه روزى چند از ملازمت درگاه سلطنت دور افتاد بحسب ضرورت « 5 » - - در خانهء خود « 6 » - - پشت بر مسند وزارت « 7 » نهاد . اعداء فرصت يافته ، در خلاء - - و ملاء « 8 » - - نزد حضرت اعلى او را بمعايب « 9 » واقع و غير واقع منسوب ساختند و بتقريب و بىتقريب هرروز بلكه هر ساعت سخن كثرت اموال و تجملاتش را كه در اوقات اختيار بدست آورده بود در مجلس همايون درمىانداختند .
قطعه « 10 »
بترهات غرضگوى در معايب خلق * اگرچه مختصر و موجزست سهل مدان
هامش
( 1 ) خ : معاتب نگردانيد
( 2 ) در خ اين كلمه نيست
( 3 ) خ :
اختلالى
( 4 ) در ق اين كلمه نيست
( 5 ) خ : از روى اضطرار
( 6 ) در خ اين دو كلمه نيست
( 7 ) خ : فراغت
( 8 ) در خ اين دو كلمه نيست
( 9 ) خ : بمعاتب
( 10 ) خ : شعر