يافته ، زبان بفحش و دشنام مىگشود و اگرچه بحسب ظاهر - - نسبت « 1 » - - بامير ستوده مأثر نظام الملة و الدين امير عليشير شرايط ملايمت و ملازمت بجاى مىآورد ، اما بهنگام فرصت زبان بغيبت گشاده ، نزد حضرت اعلى آنجناب را بكثرت دخل و امور نامناسب منسوب مىكرد .
مثنوى « 2 »
به كه بدخلق نگوئى بسى * تا بد تو نيز نگويد كسى
آنكه خدايش بنكوئى سرشت * كى شود از گفتهء زشت تو زشت ؟
و ساير امراء و اركان دولت را همواره بكلمات شتى مىرنجانيد و اثر بدزبانى او باكثر طوايف انسان فراوان مىرسيد .
شعر
جراحات السنان لها التيام * و ما يلتام ما جرح اللسان
از مضمون كلام معجز نظام
« وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ »
بغايت غافل بود و از مقتضاى فحواى
« وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ »
پيوسته عدول مىنمود .
قطعه « 3 »
دانى كه بنزد اهل تحقيق * در پلهء مردمى نسنجد
آنكس كه برادر مسلمان * از دست و زبان او برنجد
بنابرين اكثر امراء و اركان دولت كمر عداوتش بر ميان جان بستند و در كمينگاه قصد « 4 » و مكر منتهز فرصت نشستند . قرب 3 سال
هامش
( 1 ) در خ اين كلمه نيست
( 2 ) خ : بيت
( 3 ) خ : شعر
( 4 ) : غدر