اكابر كرمان ممتاز و مستثنى بود و - - آن جناب « 1 » - - در زمان ميرزا جهانشاه تركمان بسبب ظلم و تعدى تراكمه « 2 » از وطن مألوف و مسكن معهود مهاجرت اختيار كرده ، بجانب دار السلطنهء هرات توجه فرمود و بعد از وصول به مقصد « 3 » منظور نظر عاطفت سلطان سعيد ميرزا سلطان ابو سعيد گشته ، پاى بر مسند وزارت نهاد و در آن ايام بخاطرجوئى خواص و عام قيام و اقدام فرموده ، ابواب عدل و انصاف بر روى رعايا بگشاد و در وقتى كه سلطان سعيد بجانب عراق شتافت آن جناب حسب الحكم متوجه سمرقند گشت و چون در آن سفر - - « 4 » دست قضا بساط حيات ميرزا ، سلطان ابو سعيد را درنوشت و سلطان صاحبقران در ولايات خراسان بر تخت سلطنت نشست خواجه شمس الدين محمد از آن خطه بدار السلطنهء هراة معاودت نموده ، كمر بملازمت آن پادشاه عالمپناه بربست و باندك زمانى ملحوظ عين عنايت شده ، در امر وزارت شروع كرد و در استمالت خواطر عامهء رعايا و كافهء برايا سعى موفور و جهدنا محصور بجاى آورده ، بىشايبهء تكلف و غايلهء تصلف آن وزير صافىضمير بغايت سليمنفس و عافيت « 5 » طلب و كمآزار و پاكيزه اعتقاد بود . بنابرآن در شهور سنهء « 6 » از روى اختيار نه از روى اضطرار ترك آن منصب داده ، بسلوك طريق فقر و مسكنت اشتغال نمود و سلطان صاحبقران در آن اوان منصب شيخى و توليت موقوفات مزار فايض آثار حضرت قطب الاقطاب برگزيدهء رب الارباب
هامش
( 1 ) در ق اين دو كلمه نيست
( 2 ) ق : تراكمه تركمان
( 3 ) ق :
مقصد
( 4 ) در ق از اينجا تا سطر 18 صحيفهء 396 يك ورق را كنده و از ميان بردهاند
( 5 ) در اصل خ : عاقبت
( 6 ) در اصل خ سال نوشته نشده