خواجه نظام الدين بختيار [ سمنانى « 1 » ]
از اهالى ولايت سمنان بود « 2 » - - در زمان سلطان سعيد ضابط ولايت بادغيس بود « 3 » - - و در ايام دولت سلطان سعادت انتما سلطان حسين ميرزا « 4 » در امر وزارت دخل نموده و متعهد تحقيق جهات غايبى گشته ، قبول كرد كه مبلغ سه هزار تومان ازين ممر و اصل ديوان گردانند و چون نصف آن مبلغ ممكن الحصول نبود باندك زمانى مهم خواجه باضطرار انجاميد .
براتدار بسيار بايذاء و اضرار او مشغول گشتند و خواجه نظام بختيار بسبب قلت عقل و ادراك روزى در سر ديوان به زبان « 5 » آورد كه : چون فى الحقيقه باغ سفيد و باغ زاغان و ساير باغات پادشاهى داخل جهات غايبى است آنها را بها كرده ، از جملهء مبلغ مذكور حساب مىبايد كرد « 6 » ، تا آنچه قبول نمودهام « 7 » تن پيدا كند و اين هذيان بسمع سلطان سخندان رسيده ، رقم عزل بر ناصيهء حال خواجه نظام بختيار كشيد و خواجه با بختبرگشته مواخذ و مقيد گشته ، بواسطهء كثرت اعراض نفسانى ، بلكه بمحض تقدير و ارادهء سبحانى در محبس از عالم فانى بجهان جاودانى انتقال نمود - - ع « 8 » - - : ز اندوه دنيا كسى جان نبرد .
صاحب سعيد خواجه شمس الدين محمد مرواريد
بعلو نسب و وفور حسب و عظم شأن و قدم « 9 » دودمان - - از « 10 » - - اكثر
هامش
( 1 ) در ق اين كلمه نيست
( 2 ) در خ اين جمله نيست
( 3 ) در ق اين جمله نيست
( 4 ) خ : سلطان صاحبقران ميرزا سلطان حسين
( 5 ) خ :
بر زبان
( 6 ) خ : نمود
( 7 ) خ : متقبل شدهام
( 8 ) در ق اين حرف نيست
( 9 ) خ : قدوم
( 10 ) در ق اين كلمه نيست