تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
مدد علت شده ، پرتو غضب جناب - - جلال « 1 » - - سلطانى بر وجنات احوالش تافت و در وقتى كه خواجه صانعى در جرگه ايستاده بود يكى از يساولان بموجب فرمان دستار او را « 2 » كه بغايت كلان بود برداشته ، در گردنش انداخت . در آن حال جناب امير روى به صاحب تاج و سرير آورده ، اين مصراع - - را « 3 » - - مذكور ساخت كه : - - مصرع « 4 » - - : چوبار - - سر « 5 » - - سبك كردى سبك كن بار گردن هم . بالجمله خواجه صانعى مواخذ و معاقب گشته ، بعد از آنكه مبلغ كلى بديوان فرود آورد در بالاخانهء زندان محبوس شد و زمان حبس او قرب بسى « 6 » سال امتداد يافت . در آن ايام غزل‌غراء در سلك نظم كشيد و نزد « 7 » - - جناب « 8 » - - مقرب الحضرة السلطانى فرستاد ، مطلع آن غزل اينست كه : بيت « 9 »
آنكه هرگز نشنود گوش تو فرياد « 10 » منست * و آنكه هرگز نگذرد بر خاطرت ياد منست
اما هيچ فايده بر آن مترتب نگشت و جناب امير از سر ايذاى او درنگذشت « 11 » . چنان استماع افتاده كه : خواجه صانعى در مدت « 12 » حبس بكسب فضايل پرداخته ، روى بمطالعهء مقدمات علوم آورد و تا مختصر تلخيص مطالعه كرد و ايضا بشرف حفظ كلام اللّه العلام مشرف گشت و قصيدهء
هامش
( 1 ) در ق اين كلمه نيست ( 2 ) خ : دستارش را ( 3 ) در خ اين كلمه نيست . ( 4 ) در خ اين كلمه نيست ( 5 ) در خ اين كلمه نيست ( 6 ) خ : شش ( 7 ) خ : و به نظر انور ( 8 ) در خ اين كلمه نيست ( 9 ) خ : شعر ( 10 ) در ق آواز و در حاشيه به خط سرخ « فرياد » نوشته شده . ( 11 ) ق : درگذشت ( 12 ) خ : اوقات
دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 398 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير ) / سعيد نفيسى