تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
اما - - تا « 1 » - - زمان سلطنت ميرزا يادگار محمد مانند دوران « 2 » گل زياده از چهل روز ممتد نگشت و - - سلطان صاحبقران ابو الغازى « 3 » - - سلطان حسين ميرزا « 4 » ناگهان نيم‌شبى در باغ زاغان « 5 » بر سر آن پادشاه غفلت نشان تاخته ، بصرصر سياست بساط حكومتش درنوشت . [ رباعى « 6 » ]
گل صبحدمى به خود برآشفت و بريخت * با باد صبا حكايتى گفت و بريخت بدعهدى دهر بين كه گل در ده روز * سر برزد و غنچه كرد و بشكفت و بريخت
و - - چون « 7 » - - خواجه قطب الدين طاوس « 8 » ثانيا در زمان سلطنت سلطان صاحبقران مشمول لطف و احسان شد اما هرچند او را بر تكفل مهمات ديوانى تحريص فرمودند - - از آن مهام « 9 » - - تحاشى نموده ، پيرامن حواشى آن - - مهام « 10 » - - نگشت و به اختيار از سر قبول منصب و حكومت درگذشت . چند سال در دار السلطنهء هراة حميت عن آلافات بفراغ بال بگذرانيد و دامن همت از شغل وزارت درچيد . خود را بزراعت و عبادت مشغول گردانيد و در آن سال كه خواجه مجد الدين محمد قدم بر مسند جاه و جلال نهاده ، بنابر طمع « 11 » اموال نسبت بخواجهء ستوده‌خصال ابواب
هامش
( 1 ) در ق اين كلمه نيست ( 2 ) خ : دور ( 3 ) در ق اين عبارت نيست ( 4 ) خ : حسين بهادر خان ( 5 ) ق : راغان ( 6 ) در خ اين كلمه نيست ( 7 ) در خ اين كلمه نيست ( 8 ) ق : طاووس ( 9 ) در ق اين دو كلمه نيست . ( 10 ) در خ اين كلمه نيست ( 11 ) خ : نهاد بر طمع