و ميرزا سلطان ابو سعيد مراسم عنايت مبذول داشته ، وزير صافىضمير را ملقب به صاحب السيف و القلم گردانيد و زمام سرانجام - - مهام « 1 » - - ولايات عراق را به كف اهتمام آن جناب باز داده ، مهر بزرك را به دو تسليم نمود كه حيث يشاء امور جمهور برايا را به كف كفايت « 2 » مقرون سازد و لواى عدالت آن حضرت را بر فرق آفتابنشينان بلاد ظلم تراكمه برافرازد و بعد از آنكه سلطان سعيد در قراباغ اران ويرانشده به حكم امير حسن بيك تركمان جهان گذران را وداع كرد هماى همت خواجه قطب الدين طاوس « 3 » از وزارت حسن بيك ابا نموده ، بر جناح استعجال روى توجه بجانب خراسان آورد . چون ماهيچهء لواى فرقد فرساى سلطان عالىشأن « 4 » سلطان حسين ميرزا نوبت اول « 5 » - - آفتابصفت مرزوبوم خراسان را « 6 » منور گردانيد خواجهء پسنديده اوصاف بمنصب اشراف وزراء كه عبارت از رتبهء واسطة العقدى بين الامراء و الوزراست مشرف گرديد « 7 » و در اواخر ذيحجهء سنهء اربع و سبعين و ثمانمائه « 8 » كه ميرزا يادگار محمد بن ميرزا سلطان محمد بن ميرزا بايسنغر بمدد امير حسن بيك بهادر خطهء خراسان را تسخير نمود پرتو عنايت و التفات بر وجنات احوال خواجه قطب الدين طاوس « 9 » انداخته ، منصب وزارت « 10 » ديوان را بدان جناب تفويض فرمود « 11 » .
هامش
( 1 ) در خ : اين كلمه نيست
( 2 ) خ : به كفايت و در ق كلمهء « كفايت » با خط ديگر بالاى سطر افزوده شده .
( 3 ) خ : طاووس
( 4 ) خ :
صاحبقران
( 5 ) در خ اين دو كلمه نيست
( 6 ) در خ در اينجا افزوده شده : « نوبت اول » .
( 7 ) خ : كشت
( 8 ) سال 874
( 9 ) خ : خواجهء فرخندهصفات
( 10 ) خ : امارت
( 11 ) خ : نمود