[ بيت « 1 » ]
نسيم خلد و عمر خضر مىبخشد اگر دانى * هواى دشت كازرگاه و آب جوى سلطانى
القصه : بنابر حدوث اين جوى - - كه بيمن سعى و اهتمام خواجه قطب الدين طاوس بوقوع انجاميد « 2 » - - ميرزا سلطان ابو سعيد در ازدياد مرتبهء وزير صاحب تأييد كوشيده ، پايهء قدر و منزلتش را بلندتر گردانيد .
[ بيت « 3 » ]
به آبيارى فيض مهيمن متعال * شكفت در چمن دولتش گل اقبال
و فرامين مطاعه مشتمل بر وفور مرحمت و عاطفت مهر سپهر سلطنت نسبت بوزير آصف صفات « 4 » و مبنى از آنكه لشكر پيادهء خراسان را فراهم آورده ، بموكب همايون ملحق شود بدار السلطنهء هراة رسيد « 5 » و خواجه قطب الدين طاوس « 6 » بموجب فرموده عمل نموده و بر اسب مراد سوار گشته ، با سپاه پياده متوجه ملازمت شاه عالمپناه گرديد . در اثناى راه جمعى از مخالفان كه فرزينوار كجروى پيشه داشتند دوچار خورده ، به خيال محال رايت جنك و پيكار افراشتند « 7 » و خواجه قطب الدين طاوس « 8 » پاى ثبات فشرده ، بعنايت ملك اكبر بر مخالفان بداختر ظفر يافت و منصور و مظفر طى منازل و مراحل نموده ، به خدمت پادشاه عالىگهر شتافت و بعد از وصول بپايهء سرير اعلى كيفيت محاربهء مخالفان را بموقف عرض رسانيد
هامش
( 1 ) در خ اين كلمه نيست
( 2 ) در خ اين عبارت نيست
( 3 ) در خ اين كلمه نيست
( 4 ) خ : منقبت
( 5 ) ق : رسيدند
( 6 ) ق : طاووس
( 7 ) خ : جنك و جدال برافراشتند
( 8 ) ق : طاووس