نمود « 1 » و اين نوبت بيشتر از پيشتر منظور نظر همايون اثر گشت و منزلش از - - مرتبهء « 2 » - - وزراى زمانش درگذشت .
بيت
آب اقبالش بجوى بخت بازآمد دگر * بر سرير كامگارى سرفراز آمد دگر
و از رهگذر درويشى و نيكانديشى اعتبار و اختيار بسيار يافت و بهمگى همت و جملگى نهمت عنان اهتمام بصوب زراعت و دهقنت تافت .
چنان كه « 3 » در ولايت خراسان هرسال هفت هزار خروار تخم در زمين پاشيد و ظاهرا تخم كشت هيچيك از وزراء در يك مملكت هرگز بدين مرتبه نرسيد .
بيت
بيفگند طرح زراعت بسى * به از وى زراعت نكرده كسى
رشحهاى از بحر آثار - - آن خواجهء « 4 » - - خجسته اطوار جوى سلطانيست كه در جانب شمال دار السلطنهء هراة از رود باشتان سمت « 5 » جريان يافته و بدان واسطه چندين هزار باغ و بستان و حظيره در كازرگاه و دامن كوه زنجيرگاه و مختار تا چشمهء ماهيان « 6 » از خارستان عدم بگلزار وجود شتافته ، هريك در نضارت نظير « 7 » رياض رضوان و در خضارت غيرتافزاى ساحت آسمان ، طوطى شكرستان فصاحت از خطوط سبزهء روحپرور آن بساتين خلد آئين مضمون كلمهء « روضة من رياض الجنه » برمىخواند و بلبل دستان سراى بستان بلاغت در صفت لطافت آن منازل جنت تزيين
هامش
( 1 ) خ : فرمود
( 2 ) در خ اين كلمه نيست
( 3 ) ق و خ : چنانچه
( 4 ) در ق : « آن » و در خ كلمهء « خواجه » نيست
( 5 ) ق : همت
( 6 ) خ : ماميان
( 7 ) ق : نصير