بانواع انعام و عنايت سرافراز و مفتخر كرد .
بيت « 1 »
در آن مجلس ز لطف پادشاهى * بانعام فراوان شد مباهى
علاوهء انعامات آنكه ولايت سمنان را كه موطن اصلى خواجهء ستوده خصال بود برسم سيورغال بدان جناب ارزانى فرمود و مادام كه آن مملكت داخل - - در « 2 » - - حوزهء ديوان پادشاه عالىشأن بود خالى از شايبهء خلل و نقصان در تصرف آن صاحب آصفنشان قرار داشت و هيچكس از امثال و اقران خيال دخل در آن بر لوح خاطر نمىتوانست نگاشت و بعد از فوت ميرزا بابر چون سلطان سعيد ميرزا سلطان ابو سعيد مملكت خراسان را تسخير فرمود ايضا پرتو عنايت بر وجنات حال - - آن « 3 » - - خواجهء حميدهخصال انداخته ، منصب وزارت را بدان جناب تفويض فرمود « 4 » و خواجه قطب الدين طاوس « 5 » از روى عدالت و انصاف « 6 » بتمشيت آن مهم پرداخته ، جناح مرحمت و احسان بر مفارق رعايا و مزارعان كه ودايع حضرت ملك مناناند بگسترد و بفراغ - - بال و رفاه « 7 » - - در تكثير « 8 » زراعت و عمارت كوشيده ، بدانهء انعام و اكرام مرغ دل خواص و عوام صيد كرد .
بيت
جهان را بانصاف آباد كرد * باحسان همه خلق را شاد كرد
بدلها نهال محبت نشاند * ببذل درم تخم راحت فشاند
هامش
( 1 ) خ : شعر
( 2 ) در ق اين كلمه نيست
( 3 ) در ق اين كلمه نيست
( 4 ) خ : نمود
( 5 ) ق : طاووس
( 6 ) خ : كما ينبغى
( 7 ) در اصل ق : رفاغ و در خ اين دو كلمه نيست
( 8 ) ق و خ : تكسير