مولانا امير سمرقندى
بغايت نيك نفس و حليم و كمآزار بود و ميرزا سلطان ابو سعيد در اوايل ايام دولت منصب وزارت به دو تفويض نمود و بواسطهء راستى و كوتاهدستى زمان وزارت او امتداد يافت و چون اجل طبيعى دررسيد - - فى سنهء . . . . . « 1 » - - بجهان جاويدان « 2 » شتافت .
خواجه اسمعيل خوجانى
در آن ايام كه - - خواجه « 3 » - - مظفر مختار از مسند وزارت برخاست « 4 » دست تربيت ميرزا سلطان ابو سعيد قامت - - قابليت « 5 » - - خواجه اسمعيل را بخلعت وزارت بياراست و خواجه اسمعيل ملقب بكرك بود و بشركت خواجه قطب الدين طاوس « 6 » در آن امر دخل نمود . بنابرآن يكى از ابناى - - زمان « 7 » - - در باب وزارت ايشان قطعهاى در سلك نظم كشيد . بيت آخر آن قطعه بر خاطر بود ، ثبت افتاد :
بيت
آدمى قحط گشت در عالم * اين زمان وحش و طير ديوانند
و در سنهء ثمان و ستين و ثمانمائه « 8 » خواجه اسمعيل خوجانى بسبب تهمت تصرف در اموال ديوانى معزول گشته ، در بند بلا افتاد و آنچه اندوخته بود بتاراج حادثات داده ، ديگر قدم بر مسند وزارت ننهاد « 9 » .
خواجه برهان الدين عبد الحميد [ كرمانى « 10 » ]
در علم حساب و استيفاء سرآمد وزراى عراق - - عرب « 11 » - - بود و پدرش
هامش
( 1 ) در ق اين دو كلمه نيست و در خ جاى ارقام سفيد مانده
( 2 ) خ :
جاودانى
( 3 ) در ق اين كلمه نيست
( 4 ) خ : برخواست
( 5 ) در ق اين كلمه نيست
( 6 ) ق : طاووس
( 7 ) در ق اين كلمه نيست
( 8 ) خ :
سنهء 868
( 9 ) ق : نهاد
( 10 ) در خ اين كلمه نيست
( 11 ) در ق اين كلمه نيست