چون جبلت خواجه قطب الدين طاوس « 1 » بر عمارت و زراعت مفطور بود حسن بيك و حضار محفل « 2 » را در آن روز بدان كار ترغيب نمود و خواجه برهان الدين عبد الحميد كه در علم سياق و استيفاء مهارت داشت در آن فن بتكلم آمد و چون عمده در تمشيت امور وزارت مهارت در علم استيفاء و سياقست « 3 » حسن بيك مقرر كرد كه : خواجه برهان الدين عبد الحميد در منصب اشراف ديوان - - وزارت « 4 » - - شروع نمايد و خواجه شمس الدين محمد و خواجه قطب الدين طاوس وزير بوده ، يك مرتبه از آن جناب پستر مهر زنند و چون مشار اليهما در زمان سلطان سعيد بر خواجه برهان الدين عبد الحميد رتبهء تقدم داشتند از قبول اين امر ابا نمودند . بالاخره خواجه شمس الدين محمد تقدم « 5 » آن جناب را گردن نهاده ، خواجه قطب الدين طاوس « 6 » بنابر حب وطن متوجه ديار خراسان گشت و خواجه برهان الدين عبد الحميد بسرانجام مهام آن منصب عالى پرداخت و - - علم حشمت و ابهت برافراخت و « 7 » - - در سنهء سبع و سبعين و ثمانمائه « 8 » كه حسن بيك بجانب روم لشكر كشيد « 9 » خواجه برهان الدين - - را « 10 » - - بيشتر از پيشتر منظور نظر خجستهاثر گردانيده ، زمام ايالت « 11 » ولايت عراق در قبضهء درايت او نهاد و عزل و نصب داروغگان آن بلدان را مفوض براى صواب نمايش
هامش
( 1 ) ق و خ : طاووس
( 2 ) خ : مجلس
( 3 ) خ : سياقت است
( 4 ) در خ اين كلمه نيست
( 5 ) ق : تقديم
( 6 ) ق : طاووس
( 7 ) در ق اين جمله نيست
( 8 ) خ : سنهء 877
( 9 ) ق : روم شتافت
( 10 ) در ق اين كلمه نيست
( 11 ) خ : حكومت