نواب ديوان خاقان عالىمقام « 1 » شاهرخ به نوشتن محاسبهء خواجه على قيام نمودند و مبلغ دو هزار تومان بر وى باقى كشيدند و خواجه متحير گشته ، در آن اثناء خواجه نعمت اللّه كه تا آن غايت اكثر اوقات عزيز را بمطالعهء علوم مصروف داشته بود بمحبس پدر تشريف قدوم ارزانى فرمود و كيفيت حال معلوم كرده ، اوراق محاسبه را طلبيد و با آنكه تا آن زمان علم سياق و استيفاء نورزيده بود بكمال قابليت و قوت علم رياضى و حكمت بر مغطلهء آن محاسبه وقوف يافته ، خاطرنشان مستوفى كرد كه : زياده از دويست تومان باقى نيست . حضار مجلس از نهايت فهم و فراست خواجهزادهء صاحب كياست متعجب گرديدند و صداى تعريف و تحسين باوج عليين رسانيدند و چون بعرض شاهرخ ميرزا رسيد كه باقى خواجه على از مبلغ دو هزار تومان به دويست تومان قرار گرفت نسيم لطف و عنايت از مهب « 2 » فضل و عنايت وزيده ، پادشاه سعادت انتما از سر آن مبلغ خطير درگذشت و حكم - - همايون « 3 » - - باطلاق خواجه - - على « 4 » - - نافذ گشت .
بنابرين مقدمه خواجه نعمت اللّه - - را « 4 » - - هوس آموختن علم سياق شده ، چون در آن فن مهارت كامل - - حاصل « 5 » - - كرد منصب استيفاى املاك خاصهء شاهرخ ميرزا رجوع به دو شد و در آن سال كه ميرزا الغ بيك گوركان از ماوراء النهر جهة ملازمت پدر عاليشان بخطهء خراسان آمد خواجه نعمت اللّه را از حضرت شاهرخى طلب كرده « 6 » ، همراه موكب عالى بسمرقند برد و منصب استيفاى مملكت ماوراء النهر را مفوض براى صواب نمايش
هامش
( 1 ) خ : مكان
( 2 ) ق : جهت
( 3 ) در ق اين كلمه نيست
( 4 ) در خ اين كلمه نيست
( 5 ) در ق اين كلمه نيست
( 6 ) خ : طلبيده