تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
بيان سخن آنست كه : چون آفتاب اقبال آن - - خواجهء « 1 » - - ستوده خصال « 2 » بسرحد زوال رسيد ميان آن جناب و خواجه مجد الدين - - كه در سلك وزراى حسن بيك انتظام داشت مخالفت بوقوع انجاميد و خواجه مجد الدين « 3 » - - اسمعيل باتفاق بعضى از اهل تزوير و نفاق نزد فرمانفرماى - - آذربايجان و « 4 » - - عراق آن خواجهء موفور الاستحقاق را به تصرف در اموال ديوان تهمت نمود و حسن بيك آن « 5 » سخن را راست پنداشته ، بقطع يد خواجه شمس الدين محمد حكم فرمود و آن خواجهء پاكيزه‌طينت بعد از وقوع آن مصيبت تتمهء اوقات حيات را باصناف طاعات و عبادات و كتابت كلام حضرت - - ملك « 6 » - - علام مصروف مىداشت ، تا آن زمان كه اجل موعود دررسيده ، رايت عزيمت بجانب عالم « 7 » آخرت برافراشت - - كه ، مصرع « 8 » - - :
بهشت برين باد مأواى او
.

خواجه معز الدين شيرازى

در سلك وزراى سلطان سعيد ميرزا سلطان ابو سعيد انتظام داشت و در آن ايام كه ميرزا سلطان ابو سعيد بسبب « 9 » خروج سلطان صاحب‌قران سلطان حسين ميرزا علم توجه بجانب استراباد برافراشت خواجه را جهة استخراج زر لشكر و نامبردار - - در « 10 » - - دار السلطنهء هرات گذاشت و خواجه معز الدين مبلغى خطير از آن وجوه « 11 » از براى خاصهء خود تصرف نموده و بر عجزه و رعايا حيف و تعدى بلا انتها فرمود و چون سلطان سعيد
هامش
( 1 ) در ق اين كلمه نيست ( 2 ) خ : حصول ؟ ؟ ؟ ( 3 ) اين قسمت در خ نيست ( 4 ) در ق اين دو كلمه نيست ( 5 ) خ : سخن نيك ؟ ؟ ؟ اين ( 6 ) در ق اين كلمه نيست ( 7 ) خ : عزيمت بعالم ( 8 ) در خ اين دو كلمه نيست ( 9 ) خ : نسبت ( 10 ) در خ اين كلمه نيست ( 11 ) خ : وجود
دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 370 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير ) / سعيد نفيسى