صاحبقران امير تيمور گورگان بجانب روم لشكر كشيده بود خواجه غياث الدين سالار بضبط دار العبادهء يزد قيام نموده ، از اموال ديوان اعلى در عين بازار شهر تيمى مىساخت و در وقت اتمام آن بنا خبر فتح روم رسيده ، آن را دار الفتح نام كرد و فى الواقع در تمامى روى زمين بزازخانهاى « 1 » به آن تكلف و آئين كس نشان نمىدهد و خواجه غياث الدين سالار بعد از فوت صاحبقران كامگار بملازمت خاقان جم اقتدار شاهرخ ميرزا شتافت و پرتو انوار عنايت و عاطفت بر وجنات احوال او تافت و در سنهء عشر و ثمانمائه « 2 » بر سيد فخر الدين تقرير كرده ، سيد معزول گشت و منصب وزارت بر خواجه غياث الدين « 3 » سالار قرار يافت و او بعد از شروع در آن كار نسبت برعايا و زيردستان مراسم عدل و انصاف بجاى آورد . اما بنقير و قطمير با امراء و اركان دولت و مقربان حضرت مضايقه و مناقشه كرد و معذلك مفصلى در بيان تصرفات جمعى از اعاظم امراء نوشته ، هربيضه را شتر مرغى و هرمرغى را گوسفندى و هرگوسفندى را رمهاى و هرجوى را خرمنى و هركاهى را كوهى بنام ايشان جمع نمود و در ضبط تيولات اتراك مبالغه كرده ، هردانگى را دينارى اعتبار فرمود و چون در آن سال اجناس قيمتى تمام داشت امراء و ارباب مناصب گمان بردند كه از ديوان تحميلى نامقدور نسبت بديشان صدور خواهد يافت و فذلك حساب چنان كفايت ارباب « 4 » مفصى به آن شد كه جمعى از امراى نامدار مثل جهان ملك ملكت و حسن جاندار « 5 » و پدرش يوسف خليل و سعادت ولد تيمورتاش و بهلول « 6 » بن تيا تيمور و سلطان با يزيد عثمان خواطر « 7 » بدآن قرار دادند كه نسبت
هامش
( 1 ) خ : بزار خامه
( 2 ) سال 810 و در ق و خ : ثمان و مائه
( 3 ) ق و خ : صدر الدين
( 4 ) ق : اباب
( 5 ) خ : خاندار
( 6 ) خ : پهلوان
( 7 ) خ : خاطر