[ « 1 » شيخ خسروشاهى ]
در سلك عمال ماوراء النهر انتظام داشت و در آن اوان كه ميان ميرزا ابا بكر و ميرزا عمر ابناى ميرزا ميرانشاه در آذربايجان و عراق صورت مخالفت روى نمود ميرزا ابا بكر خزانهء ميرزا عمر را كه در سلطانيه بود غارت نمود و شيخ خسروشاهى از سمرقند رسيده ، بميرزا عمر پيوست و منصب وزارت يافته ، متقبل شد كه موازى نقد و جنسى كه ميرزا ابا بكر از خزانهء سلطانيه برده كفايت نمايد و عمال را در مصادره كشيده ، بر متمولان تبريز تحميلات نامقدور نمود و باندك زمانى نتيجهء ظلم شامل حال پادشاه و وزير گشته ، در منزل ميانج گرمرود و ميرزا عمر ويران شد « 2 » و شيخ بمرافقت بعضى از امراء از شاهزاده گريخته ، نزد ميرزا ابابكر رفت و بجزاى اعمال سيئه خويش گرفتار شده ، بياسا رسيد .
خواجه كمال الدين محمود شهاب
در سلك اعاظم وزراى جلالتمآب انتظام داشت و مدتى در ايام دولت صاحبقران كامياب علم وزارت و صاحب ديوانى - - برافراشت « 3 » - - .
خواجه غياث الدين سالار سمنانى
در زمانى جهانبانى حضرت تيمور گوركان « 4 » پيوسته متصدى عظايم امور ديوانى و معظمات اشغال سلطانى مىبود « 5 » و در آن سال كه پادشاه
هامش
( 1 ) تمام اين قسمت شامل شرح حال شيخ خسروشاهى و كمال الدين محمود شهاب در ق نيست و ترجمهء كمال الدين محمود در خ در حاشيه با همان خط متن افزوده شده
( 2 ) در خ چنينست و پيداست كه چيزى از ميان افتاده و عبارت رسا نيست .
( 3 ) در ق از ترجمهء شيخ خسرو شاهى تا اينجا نيست .
( 4 ) خ : كوركانى
( 5 ) ق : ديوانى مىنمود .