صافىضمير بحسب ارث و استحقاق بر مسند فرماندهى نشسته ، باحياى مراسم عدل و احسان و اعلاى معالم امنوامان و استمالت سپاهى و رعيت و تكثير عمارت و زراعت قيام و اقدام نمود و در تمهيد اركان دين متين و تشييد قواعد سيد المرسلين صلوات اللّه عليه و عليهم اجمعين جد و اهتمام و اجتهاد تمام فرمود . نهال آمال اهل فضل و كمال از رشحات سحاب افضالش سمت نشوونما پذيرفت و رياض امانى علماى ربانى و سعادتمند دو جهانى از قطرات احسان بىپايانش صفت طراوت و مضارت ؟ ؟ ؟ گرفت .
[ رباعى « 1 » ]
تا هاتف دولت تو در داد آواز * بر عالميان گشت در رحمت باز
پيرانهسر اين كهن جهان كرد طمع * كز بخت جوان تو جوان گردد باز
از حسن رعايتش طوايف امم بر بستر استراحت غنودند و از يمن عدالتش طبقات بنىآدم در مقام رفاهيت آسايش نمودند .
[ شعر « 1 » ]
عاد الزمان الى جميل صفاته * و يفوح رياح « 2 » المسك من نفحاته
غمام انعامش چون انعام غمام عام و كف باذلش كافل هرمراد و مرام .
[ بيت « 3 » ]
جام جم رويد بجاى لاله از هرذره خاك * قطرهاى بر خاك اگر ريزند از « 4 » انعام او
در خطهء تبريز مدرسهاى در كمال ترفع و وسعت و نهايت تكلف و زينت بنا فرمود و آن را موسوم بغياثيه گردانيده ، مزارع خوب و مستغلات « 5 »
هامش
( 1 ) د خ اين كلمه نيست
( 2 ) ق : و يفوج رماح
( 3 ) در خ اين كلمه نيست
( 4 ) خ : بر
( 5 ) ق و خ : مستقلات