ركن الدين صاين
از اولاد ضياء الملك محمد بن مودود بود و ضياء المك در زمان سلطان محمد خوارزمشاه بمنصب عارضى سپاه اشتغال مىنمود و در آن اوان كه سلطان جلال الدين در كنار آب سند از لشكر پادشاه گيتىستان چنگيز خان شكست يافته ، بجانب هندوستان شتافت ضياء الملك در ملازمت سلطان بود . لاجرم در وقتى كه سلطان ازين ديار مراجعت فرمود سوابق خدمات ضياء الملك را ملاحظه كرده ، او را منظور نظر عنايت گردانيد و پايهء قدر و منزلتش را باوج سپهر برين رسانيد و ضياء الملك در زمان دولت و اقبال ازين دار ملال بسراى راحت و سرور انتقال « 1 » نمود . اما ركن الدين صاين نصرة الدين عادل لقب يافته ، لواى استقلال برافراشت و دفتر حقوق تربيت امير جوبان را « 2 » بر طاق نسيان نهاده ، معايب او و اولادش را بهنگام مجال بر صفحهء ضمير سلطان ابو سعيد مىنگاشت و چون امير جوبان « 3 » از تغيير مزاج صاحب تاج و سرير و خبث وزير بى تدبير آگاهى يافت ببهانهء ضبط ولايات خراسان ركن الدين صاين را همراه خود گردانيده ، بدان جانب شتافت و در غيبت امير جوبان « 4 » پسرش دمشق خواجه كه صاحباختيار ملك و مال بود بيكى از ممگان اولجايتو سلطان متهم گشت و سلطان ابو سعيد خان كه از تحكمات جوبانيان « 5 » نيك بتنك بود بقتل او حكم كرده ، دست قضا بساط حيوة دمشق خواجه را درنوشت .
چون اين خبر در خراسان بسمع امير جوبان « 6 » رسيد و او تغيير مزاج سلطان را از غمز « 7 » و سعايت نصرة الدين عادل تصور مىنمود وزير را
هامش
( 1 ) خ : اشتغال
( 2 ) خ : حوپانرا
( 3 ) ق : حوپان و خ : جوپان
( 4 ) ق :
حوبان و ح حوپان
( 5 ) ق : چوپانپان و خ : جوپانيان
( 6 ) ق : حوبان و خ : حوپان
( 7 ) ق : عمر و خ : غمر