تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
طلبيده ، فى الحال جلاد را بقتل او امر فرمود . ركن الدين صاين متحير گشته ، مجال قيل و قال نيافت و از جلاد التماس كرد كه : مرا به دو نيم زن . جلاد از سبب اين تمنا پرسيد . وزير بجانب امير اشارت نمود . - - مثنوى « 1 » - -
به دو گفت : زيرا كه پشتى كه آن * كند بر شما اعتماد از جهان نباشد بجز تيغ فرجام آن * همينست آخر سرانجام آن

خواجه غياث الدين محمد بن خواجه رشيد

در عنفوان اوان جوانى كه بهترين اوقات زندگانيست همت عالىنهمت بكسب فضايل نفسانى و تحصيل كمالات انسانى مصروف داشت و باندك زمانى ذات پسنديده‌صفات بحليهء فضل و هنر محلى و آراسته گشته ، رايت مهارت در اكثر فنون و علوم برافراشت . بطلاقت « 2 » لسان و فصاحت بيان و حسن خلق و لطف طبع و سلامت نفس و استقامت ذهن مشهور گشت و هم در مبادى ايام شباب بگزاردن « 3 » حج اسلام و طواف روضهء خير الانام عليه الصلاة و السلام مشرف شده ، از ارتكاب منهيات بيك‌بارگى درگذشت . در آن اوقات كه سلطان ابو سعيد بهادر خان امير دمشق خواجه بن جوبان « 4 » را بعالم بقا فرستاد مقاليد رتق‌وفتق و مفاتيح قبض‌وبسط مهام ملك و مال را در قبضهء اقتدار خواجه غياث الدين محمد نهاد و از اعيان خراسان خواجه علاء الدين محمد را با آن جناب در امر وزارت شريك گردانيد . اما بعد از انقضاى هشت ماه خواجه علاء الدين محمد بسر شغل استيفاء رفته ، خواجه غياث الدين محمد مستقل گرديد « 5 » و آن وزير
هامش
( 1 ) در خ اين كلمه نيست ( 2 ) خ : بلطاقت و در ق نيز تراشيده و چنين كرده‌اند ( 3 ) ق و خ : بگذاردن ( 4 ) ق : حوبان و خ : جوبان ( 5 ) خ : كرد