به صحت پيوسته كه اكثر آن جماعت كه قصد خواجه رشيد رحمه اللّه « 1 » كردند بحسب تقدير هم در آن سال بياسا « 2 » رسيدند و روى بدار جزا آوردند .
بيت
تو بدكنندهء خود را بروزگار سپار * كه روزگار ترا چاكريست كينهگزار « 3 »
خواجه تاج الدين عليشاه جيلانى
وزير صايب تدبير هنرور و مشير عدالت شعار شرعپرور بود ، چنان كه « 4 » سابقا « 5 » مسطور شد ، سلطان محمد خدابنده بعد از قتل خواجه سعد الدين محمد آوجى « 6 » منصب وزارت را بشركت خواجه رشيد بوى تفويض فرمود .
در جامع التواريخ مسطورست كه : خواجه عليشاه در اوايل ايام وزارت از غايت علو همت پادشاه و امراى مملكتپناه را در خطهء بغداد طوى داد و در آن جشن دكلهء مرصع بلئالى آبدار و جواهر زواهر به وزن چهارده رطل و افسر مكلل كه قطعهاى لعل به وزن بيست و چهار مثقال در آن تعبيه بود و نه غلام سيماندام با كمرهاى زرنگار و نه اسب عربى نژاد كه زين و سرافسار همه زرين بود برسم پيشكش برطبق عرض نهاد و چون در جمادى الاولى « 7 » سنهء ثمان عشر « 8 » و سبعمائه « 9 » صاحب سعيد خواجه رشيد بشرف شهادت رشيد خواجه عليشاه از روى استقلال بسرانجام مهام ملك و مال پرداخت و طريق عدل و انصاف مسلوك داشته ، ابنيهء رفيعه از مدارس و خوانق و رباطات و مساجد بنا نهاده ، مستغلات « 10 »
هامش
( 1 ) ق و خ : رحمة للّه
( 2 ) در ق نيز چنين بوده ولى تراشيدهاند و « بپايان » كردهاند
( 3 ) ق و خ : گذار
( 4 ) ق و خ : چنانچه
( 5 ) خ : سابقه
( 6 ) ق : اوچى
( 7 ) خ : الاول
( 8 ) ق و خ : ثمان و عشر
( 9 ) سال 718
( 10 ) ق : مستقلات و خ : مستقلال