در ميان مردم معروف و مشهورست و حكايات غرابت آيات و مسائل فرخنده سمات آنها « 1 » بر السنه و افواه جمهور افاضل مذكور . القصه در زمان اباقا خان آن وزير عالىشأن در سلك حكماى ايلخانى انتظام يافت و در ايام دولت ارغون خان منظور نظر تربيت گشته ، پرتو عنايات پادشاهانه بر وجنات احوالش تافت و چون كيخاتو خان پادشاه شد رقم منصب وزارت بر وى كشيد . اما خواجه بنابر مصلحت وقت در آن وقت مسند وزارت را بوجود شريف مشرف نگردانيد .
بيت
در ازل حكم كردهاند ، آرى * كار هروقت وقت هركارى
كارها را بوقت بايد جست * كار بىوقت سست باشد سست
و بعد از آنكه غازان خان بر سرير جهانبانى نشسته ، خواجه صدر الدين زنجانى عز شهادت يافت آفتاب عواطف ايلخانى بر صحايف احوال خواجه رشيد الدين تافت . راى صواب نمايش ناظم مصالح امم گشت و فكر مشكل گشايش مرتب امور جمهور بنىآدم شد .
بيت
ز بيم قهر او دل در بر دشمن هراسان شد * ولى ز اميد لطفش دوستان را كار آسان شد
و خواجه رشيد تا آخر ايام حيات غازانى در غايت اقبال و كامرانى بسر برد . چون سلطان محمد خدابنده زمام مهام كشورستانى « 2 » بقبضهء اقتدار آورد بيشتر از برادر دربارهء آن دستور ستوده سير لطف و مرحمت مبذول داشته ، درجهء او را از ساير اركان دولت بلندتر كرد و آن وزير نصفت
هامش
( 1 ) خ الها ؟ ؟ ؟ .
( 2 ) خ : كشورستان .