خواجه كمال الدين دستجردانى « 1 »
جمالى باصناف كمالات انسانى و فضايل آراسته داشت و در فن سياق و سرانجام مهام ديوانى مهارت كامل حاصل كرده ، در ايام سلطنت بايدو خان رايت وزارت برافراشت و چون بايدو خان بعد از انقضاى شش ماه رخت هستى بباد داد غازان خان - - « 2 » بحسب ارث و استحقاق تاج سلطنت بر سر نهاد و در آن اوقات كه بسبب تغيير مزاج امير نوروز صدر جهان را از منصب وزارت معزول ساخت كرت ديگر كوكب بخت خواجه كمال الدين بذروهء شرف رسيده ، علم وزارت برافراخت . اما در اواخر سنهء 695 زمانهء غدار چنان كه شيوهء « 3 » ناستودهء اوست در استرداد عطاياى خويش كوشيده و خواجه كمال الدين مغضوب غازان « 4 » خان شده ، بياسا رسيده ،
بيت
اى چرخ جهان خراب از كينهء تست * بيدادگرى عادت ديرينهء تست
اى خاك اگر سينهء تو بشكافند * بس گوهر قيمتى كه در سينهء تست
خواجه سعد الدين محمد آوجى
وزير هنرور هنرپرور افاضلنواز بود و بخبرت « 5 » در علم استيفا و سياقت و متانت در فن انشاء و كتابت بىشبه و نظير مىنمود . بعد از شهادت خواجه صدر الدين احمد زنجانى بموجب حكم و فرمان غازانى منصب صاحب ديوانى و رتبت نيابت امور جهانبانى بشركت خواجه رشيد الدين طبيب برو قرار گرفت « 6 » و از رشحات « 7 » عدل و احسان و افاضت برو
هامش
( 1 ) ق دسجردانى
( 2 ) در ق ازين جا تا سطر 2 صحيفهء 315 يك ورق را كنده و از ميان بردهاند
( 3 ) در اصل : چنانچه سيوه
( 4 ) در اصل : غازى
( 5 ) در اصل : بخيرت
( 6 ) در اصل : برقرار گرفت
( 7 ) در اصل : رسحات