تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
سلطان ابو سعيد بهادر خان او را بعيوب منسوب ساخته ، فى اواخر رجب سنهء سبع عشر « 1 » و سبعمائه « 2 » رقم عزل بر ناصيهء حالش كشيدند و بعد از انقضاى پنج شش ماه ازين قضيه امير جوبان خواجه رشيد را طلب داشته ، گفت : وجود تو بر درگاه پادشاه مانند نمك در طعام مطلوبست و مهام سپاهى و رعيت بىدخل رأى صواب نمايت بغايت معيوب ، البته كرت ديگر ملازمت اختيار مىبايد كرد و روى بفيصل مهمات مملكت آورد . خواجه در جواب گفت : عمرى در ملازمت گذرانيده‌ام و شام اوقات شباب را بصبح ايام شيب رسانيده ، روزگار شباب كه موسم جمع كردن اسباب اقبال و كامرانيست نهاية پذيرفت و نهال آمال و امانى اوقات جوانى از هبوب صرصر ايام ضعف و ناتوانى سمت انحنا « 3 » گرفت . بيت
بسان پشت كمان گشت پشت من ز آن روى * كه تير عمر گرانمايه درگذشت ز شست بپاى خاستنم « 4 » مشكلست و مىگويد * زمانه : خيز كه اين خانه نيست جاى نشست
و آنچه مرا در وزارت دست داده هرگز هيچ وزيرى را اتفاق نيفتاده ، اكنون سيزده نفر از اولاد رشيد رسيده‌اند . اولى آنست كه حالا ايشان عوض من در خدمت باشند و بنده بتدارك مافات قيام نموده ، مخاديم « 5 » رقم نسيان بر صفحهء حال من كشند .
هامش
( 1 ) ق و خ : سبع و عشر ( 2 ) سال 717 ( 3 ) خ : انجا ( 4 ) ق و خ : خواستنم ( 5 ) در خ نقطه نگذاشته است