تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
امتنان گشت زار اميد عالم و عالميان كرت ديگر سمت طراوت و نضارت « 1 » پذيرفت . پس از روزى چند جمعى از ارباب حسد مثل قاضى « 2 » صاين سمنانى و شيخ المشايخ محمود و سيد قطب و معين الدين غانجى خواطر بر تقرير داده ، جمعيتى ساختند و اساس موافقت وزراء بنا نهادند و قرعهء مشورت در ميان انداختند . چون كيفيت اين كفايت بعرض غازان خان « 3 » رسيد برآشفته ، اكثر مقرران را معروض تيغ ياسا گردانيد . بيت
چو شمشير عدالت را علم كرد * بسى دست قلم‌زن را قلم كرد
و در يازدهم شوال سنهء ثلاث و سبعمائه « 4 » غازان خان وفات يافته ، در ذى حجهء مذكوره الجايتو سلطان كه بسلطان محمد خدابنده مشهور گشته ، تاج سلطنت بر سر نهاد و بدستور زمان برادر بزرگوار خويش زمام امور وزارت و مهام سپاهى و رعيت به كف كفايت و قبضهء درايت وزراى عظام خواجه رشيد الدين و خواجه سعد الدين داد و تا آن زمان كه خواجه سعد الدين نسبت بخواجه در مقام موافقت و اتحاد بود آفتاب دولت و اقبالش از سايهء منقصت و زوال محروس و مصون مىنمود . بيت
تا گل نشكست « 5 » عهد گلزار * نشكست « 5 » زمانه در دلش خار
و چون آن موافقت بمخالفت مبدل گشته ، خواجه سعد الدين تاج الدين آوجى و بعضى ديگر از نواب خود را بر آن داشت كه نسبت بخواجه رشيد الدين در مقام تقرير آمده و پانصد تومان كفايت قبول كردند . سلطان
هامش
( 1 ) در اصل : نصارت ( 2 ) در اصل : غازى ( 3 ) در اصل : غازيخان ( 4 ) سال 703 ( 5 ) در اصل : بشكست