محمد خواجه سعد الدين و آن جماعت را در موقف يرغو حاضر ساخت .
بعد از ثبوت جرايم « 1 » - - بنياد حيات خواجه سعد الدين و مقرران را بتيغ سياست برانداخت . مبلغ پانصد تومان كه قبول نموده بودند از جهات و متملكات ايشان بحصول پيوست و بيمن سياست سلطانى غبار فتنه و تقرير بيك بارگى فرونشست .
بيت
زمين از خون هرنمام نم شد * غبار فتنه « 2 » و تقرير كم شد
خواجه رشيد طبيب
بفطنت ارسطو و حكمت افلاطون اتصاف داشت و در اواخر عمر بتكميل اقسام علوم موفق گشته ، دقايق فنون عقلى و نقلى را بر لوح خاطر نگاشت و چنان كه :
مثنوى
حكمت او بيك صرير قلم * باز كردست گوش جذر اصم
در طبيعى شناخته به تمام * راز مولود و عنصر « 3 » و اجرام
از رشحات خامهء گوهربارش رياض فضل و فصاحت ناضر « 4 » و ريان بود و از قطرات قلم دررنثارش حدايق انشاء و بلاغت از جواهر زواهر پر مىنمود .
بيت
خامهء او چون گهرافشان شدى * نظم سخن « 5 » لؤلؤ و مرجان « 6 » شدى
از جمله مصنفات آن وزير آصفصفات جامع التواريخ رشيدى و توضيحات
هامش
( 1 ) در ق از سطر 5 صحيفهء 312 تا اينجا يك ورق را كنده و از ميان بردهاند .
( 2 ) خ : غبار و فتنه
( 3 ) خ : مولود عنصر
( 4 ) خ : ناطر
( 5 ) ق : نظم و سخن
( 6 ) خ : لولو مرجان