را از عرصهء جهان برانداخت . ارغون خان بسبب حب مال دشمن جان مسلمانان بود و بعد از استماع اين سخنان پريشان بهر بهانه بر قتل بى گناهان اقدام مىنمود و حكم كرد كه هيچ مسلمانى را در ديوان كار نفرمايند و آن طايفه را از آمد شد « 1 » اردو مانع آيند و سعد الدوله با ارغون خان قرار داد كه كعبه را معبد اصنام بدنام گرداند و اهل اسلام و ساير فرق انام از عبوديت رحيم رحمان بعبادت اوثان رساند و بدين انديشه باعراب يهودپيشه مكاتبات و مراسلات روان داشت و در ساختن اسباب توجه بجانب مكه اعلام ضلالت اعلام برافراشت . در اين اثناء نجيب كحال را كه همكيش آن بدانديش بود بجانب مملكت خراسان فرستاد و اسامى دويست نفر از اعيان و متمولان آن ديار را مفصل كرده ، به دو داد كه ايشان را از فضاى عالم بقا و حيات بسر منزل فنا و ممات رساند و اموال و جهات و ساير متملكات همه را و اصل ديوان ايلخان گرداند و همچنين شمس الدوله را بكشتن هفده تن از ائمهء بزرگوار اصفهان تعيين نمود و اين جماعت را غير شهرت در جهان و قدمت خاندان و خردهريزه در خان ومان گناهى نبود . چون حركات ناشايست و افعال نابايست سعد الدولهء يهود از حد اعتدال درگذشت ناگاه از شست « 2 » قضا ناوك بلا گشاد يافته ، متوجه جان او گشت و ارغون خان « 3 » را مرضى صعب روى نموده ، پهلو بر بستر ناتوانى نهاد . هرچند اطباء در معالجه و مداوا سعى كردند مطلقا فايدهاى نداد .
هامش
( 1 ) خ : را آمد شد
( 2 ) ق و خ : شصت .
( 3 ) ق : ارغان خان