ارغون خان كه در آن اوان بغايت ضعيف و ناتوان بود چشم باز كرده از سبب غيبت سعد الدوله و ايناقان استفسار نمود . يكى از حاضران عذر نامسموع بعرض رسانيدند و ايلخان حقيقت حال دانسته ، در سيوم ربيع الاول سنهء تسعين و ستمائه « 1 » متوجه عالم آخرت گرديد . مصرع : آخر همه را همين بود حال . امام عابد زاهد زين الدين على بن الصاعد در بيان اين واقعه قصيدهء غرا در سلك نظم انتظام داد ، مطلعش بخاطر بود ثبت افتاد :
[ شعر « 2 » ]
نحمد من دار باسمه الفلك * هذا اليهود فرود قد هلك
خواجه صدر الدين احمد الخالدى الزنجانى
از قضاتزادگان ولايت زنجان بود و در عنفوان اوان شباب به خدمت امير طغاچار « 3 » - - پيوسته « 4 » - - ، نيابت او را قبول نمود و چون در زمان ارغون - - خان « 4 » - - طغاچار « 3 » امير الوس گشته ، حكومت ممالك از روى استقلال تعلق به دو گرفت خواجه صدر الدين احمد در تصرف اموال اينجوها حاكم مطلق العنان شده ، مهام او سمت نظام « 5 » و انتظام پذيرفت و الحق او در كرم و سماحت و جود و سخاوت رقم نسخ بر مكارم صاحب رى و حاتم طى كشيد و در ايام حيات هرچه از هرجهة حاصل كرد در وجه انعام سادات و علماء و فضلاء و مشايخ مصروف گردانيد و در آن ولا يكى از شعراء اين قطعه را در مدح او بنظم آورده :
قطعه « 6 »
به سينه صدر نتوان شد در آفاق * كه صدر نامور در هفت كشور
كسى باشد كه باشد پيش جودش * چو خاك راه « 7 » يكسان گوهر و زر
هامش
( 1 ) سال 690
( 2 ) در خ اين كلمه نيست
( 3 ) خ : طغاجار
( 4 ) در خ اين كلمه نيست
( 5 ) خ : ؟ ؟ ؟
( 6 ) خ : مصرع
( 7 ) خ : خاك و راه