تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
ز عالم كسى بر سر آرد بلند * كه در كار عالم بود هوشمند
القصه : كوكب اقبال سعد الدوله بر اوج استعلاء و استقلال صعود نمود و ارغون تمامى مصالح ممالك و مهمات عالميان بحسن درايت و كاردانى او تفويض فرمود . سرافرازى رايت ايالت او فراز فلك فرق فرقد شكست و كمين‌گشاى عزم نافذش بر مسافر سريع السير صبا و دبور راه آمد شد بربست . بيت
جهان وزارت او را بطوع داده عنان * فلك سعادت او را بفتح گشته ضمان
و سعد الدوله حكومت اكثر ممالك ارغون خان بقرابتان خود داد ، از آن جمله فخر الدوله را كه برادرش بود و در جهل مركب مانند افلاطون در حكمت بىبدل مىنمود ببغداد فرستاد و برادر ديگر را حاكم دياربكر و ربيعه ساخت و لبيد بن ابى ربيع در بعضى از آذربايجان رايت ايالت برافراخت و ديگرى از خويشان او شمس الدوله نام روى بحكومت ولايت فارس آورد و اگر شاهزاده غازان و كيخاتو خان در خطهء خراسان و روم والى نبودند سعد الدوله « 1 » آن ولايت را نيز بقرابتان خود تفويض ميكرد و حقيقت حال آنكه : در زمان وزارت سعد الدوله « 1 » تمامت مملكت در غايت معمورى و آبادانى بود و هيچ‌كس از امراء و ملازمان ارغون خان بر رعايا و مزارعان در هيچ باب ظلم و تعدى نمىتوانست نمود . بيت
نكردى هيچ آب از باد فرياد * قباى گل نگشتى پاره از باد
هامش
( 1 ) ق : سعد الدولت