تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦

سعد الدوله « 1 » ولد صفى الدين الابهرى

بمنصب وزارت رسيده ، رايت ابهت برافراشت . و مفصل اين مجمل آنكه : سعد الدولهء يهود در زمان ارغون خان در سلك اطباى يهود انتظام داشت و - - در « 2 » - - زمان ارغون خان خود را داخل اطباى ايلخانى كرده ، در مدينة السلام « 3 » بغداد رحل اقامت انداخت و با ترك و تازيك هربلاد و ديار آغاز اختلاط و انبساط كرده ، به همه لغات دانا شد و بر حقيقت حال عمال « 4 » و متصرفان اموال بغداد و تصرفات و تقصيرات ايشان اطلاع حاصل نموده ، در خلال و ملال احوال جمعى از هم‌كيشان او كه پيوسته ملازمت آستان سلطنت‌آشيان مىنمودند فرصت يافته ، بعرض ارغون خان رسانيدند كه : سعد الدوله در خطهء بغداد دست در دامن فراغت استوار كرده و خدمت درگاه عالم‌پناه را پشت پا زده ، چون او نيز باخذ علوفه و انعام خان گردون‌غلام مبادرت مى نمايد سزاوار آنست كه مانند ما صبح و شام در خدمت بوده ، در سفر و حضر از اردوى همايون غيبت نفرمايد « 5 » . اين سعايت « 6 » سعى در تحصيل آمال سعد الدوله گشته ، بموجب فرمان ارغون خان ملازمت درگاه عالم‌پناه اختيار كرد . بيت
هرنيك و بدى كه در شمارست * چون درنگرى صلاح كارست
و بحسب اتفاق هم در آن اوقات پادشاه مريض شده ، سعد الدوله در معالجه شرايط اهتمام بجاى آورد و ارغون خان را - - « 7 » - - مسهلى داده ، نافع افتاد و ازدياد مرض روى بانحطاط نهاد . در ايام نقاهت ارغون
هامش
( 1 ) ق : سعد الدين ( 2 ) در خ اين كلمه نيست ( 3 ) ق : مدينة السلم ( 4 ) خ : عمار ( 5 ) خ : نفرمايند ( 6 ) خ : سعادت ( 7 ) در خ اين كلمه - - نيست
دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 296 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير ) / سعيد نفيسى