گردانيد و سعد الدوله بار ديگر ببغداد رفته ، از هرجهة كه توانست خزانه باضعاف كرة اول بهم رسانيد و در قنغور النك « 1 » كه حالا آن موضع را سلطانيه گويند بتقبيل « 2 » بساط ايلخانى سرافراز شد . آن اموال را - - گذرانيد « 3 » - - . اعتقاد ارغون خان بر صدق درايت و حسن كفايت او درجهء اعلى يافت و اردوقيا نيز از كمال اخلاص و كاردانى او سخنان بعرض رسانيده ، عنان اهتمام « 4 » بسوى انتظام احوال او تافت و گفت :
سعد الدوله « 5 » از يك ولايت در مدت اندك « 6 » به دو نوبت اين مبلغ مال بخزانهء عامره رسانيده و محاسبات و معاملات از روى راستى مفروغ و مشخص ساخته ، آن مملكت را معمور گردانيد . اگر ضبط اموال جميع ممالك محروسه در عهدهء او باشد كار خزانه و مملكت را به جائى رساند كه در نظام و انتظام مهام رعيت و رفاهيت اهالى هرشهر و ولايت عقل خرده « 7 » دان انگشت حيرت بدندان گرفته ، حيرت ماند . ايلخان تصديق اين معنى نموده ، حكم شد كه : طغاجار نوئين و اردوقيار « 8 » جوشى را بمنصب امارت معين دانند و سعد الدوله را وزير و حاكم ملك و مال شناخته ، بىاستصواب او امراء سخنى بموقف عرض نرسانند . اما سعد الدوله هروقت و هرجا كه خواهد اگر مهمى داشته باشد بمشورت موقوف نداشته ، عرضه داشت كند .
بيت
چه نيكو متاعيست كار آگهى * كزين نقد عالم مبادا تهى
هامش
( 1 ) خ : قتقور النك
( 2 ) خ : تبعيل .
( 3 ) در خ اين كلمه نيست
( 4 ) خ : اهتمال
( 5 ) خ : سعد الدوله را
( 6 ) خ : مدت اندكزمانى
( 7 ) خ : خورده
( 8 ) خ : اردوقبار