حكايتى كه دافع ملامت « 1 » تواند بود از سعد الدوله استنطاق نمود و چون او ميل خاطر ايلخان را بجمع آوردن اموال فراوان معلوم داشت صورت اتلاف و اسراف نواب و كتاب هربلاد و ديار خصوصا خطهء بغداد را بتقرير دلپذير بر لوح ضمير ارغون خان نگاشت و گفت : تمامت اموال مملكت را بوقا و خويشان او در قبضهء تصرف درمىآرند و جهة خزانهء پادشاه چيزى متعمدا « 2 » در هيچجا نمىگذراند و اروق كه برادر اوست در خطهء بغداد ابواب ظلم و تعدى بر روى رعيت گشاده ، در آن ولايت صورت عدل و رفاهيت مانند رونق مهم اهل هنر در كم و كاست افتاد ،
بيت
گشاده بر خلايق دست بيداد * ز دست ظلم او عالم بفرياد
بچرخ از نالهء بيدادش آهنك * ز بارش قامت مظلوم چون چنك
بنابرين مقدمه حكم شد كه : سعد الدوله در مصاحبت اردوقيا « 3 » و بيان شكورچى به طرف بغداد توجه نمايد و در تحصيل اموال و تحقيق احوال عمال و استخراج وجوه ديوانى و دفع ويرانى سعى و اهتمام تمام فرمايند و سعد الدوله باتفاق مشار اليهما در اواخر سنهء ست و ثمانين و ستمائه « 4 » بدار السلام رفته ، در مدت اندك « 5 » اموال بسيار از بقاياى سال گذشته و متوجهات سال نو فراهم آورد و بجانب اردو بازگشته ، چون آن نقود نامعدود و اجناس بىقياس را به نظر ارغون خان رسانيد ايلخان « 6 » در بارهء او اصناف الطاف مبذول داشته ، او را مشرف جمع و خرج بغداد
هامش
( 1 ) خ : ملامت
( 2 ) خ : معتمدا
( 3 ) خ : اردوقبا
( 4 ) سال 686
( 5 ) خ : اندكزمانى
( 6 ) ق و خ : ايلچيان