بعهد دولت او روزگار كرد بباد * ز داد دادن محمود و عدل « 1 » نوشروان
بسال ششصد و هشتاد و سه به خط امير * شهيد گشت دوشنبهء چهارم شعبان
نديده ديدهء افلاك مثل او ديگر * بجود و همت و فضل و سخاوت و احسان
فغان ز گردش چرخ و زمانهء غدار * كه كرد چشمهء خورشيد زير خاك نهان
به حق ذات تو اى كردگار بىچهوچون * كه باد مسكن و مأواش جنت رضوان
جلال الدين مخلص سمنانى
از دودمان حكومت و خاندان جلالت بود و جدش امير ضياء الدين در غايت اعتبار ملازمت سلطان محمد خوارزمشاه مىنمود و در آن اوان كه ارغون خان در خراسان بامر ايالت اشتغال داشت جلال مخلص به خدمت مبادرت جسته ، باندك زمانى رايت - - تقرب « 2 » - - و اختصاص برافراشت و بعد از شهادت خواجه شمس الدين محمد بوقا كه راتق و فاتق « 3 » امور مملكت بود منصب وزارت ارغون خان را بوى تفويض فرمود و چون بوقا مرتكب كفران « 4 » نعمت شده ، نسبت بارغون خان در مقام غدر آمد و پادشاه بر كميت آن كافر نعمت مطلع گشته ، او را بتيغ سياست بكشت جلال الدين مخلص نيز بسبب مزيد خصوصيت كه با بوقا داشت بقيد بلا افتاد و بعد از آنكه يك سال بدحال و پريشانروزگار گذرانيد بسعى سعد الدولهء يهود رخت هستى بباد داد ، و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) ق : علم
( 2 ) در خ اين كلمه نيست
( 3 ) خ و ق : راتق فاتق
( 4 ) ق و خ : غفران