تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا
« 1 »
وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا
« 2 »
بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ »
، لاجرم خاطر از خلايق فارغ ساخته ، در مقام تسليم گفت : مصرع : هرچيز « 3 » تو آيد خوش بود ، خواهى جفا ، خواهى الم . و نماز ديگر دوشنبهء چهارم شعبان سنهء مذكوره در موضع اهر « 4 » از سرپنجهء جلاد قهر شربت شهادت چشيد و محنت سراى دنيا را وداع كرده ، رخت بجنت اعلى كشيد . بيت
تيغى كشيده بر همه اين چرخ كوژپشت * كو صد هزار شاه و گدا را بقهر كشت چون عاقبت فناست جهان دورنگ را * سهلست خوب و زشت اگر نرم يا درشت
يكى از فضلاء در مرثيهء « 5 » آن صاحب سعادت انتما اين رباعى انشاء كرد : رباعى
از رفتن شمس از شفق خون بچكيد * مه‌روى بكند و زهره « 6 » گيسو ببريد شب جامه سيه كرد درو ، تا دم صبح * برزد نفس سرد و گريبان بدريد
- - و ديگرى قطعه‌اى در سلك نظم كشيده « 7 » - - : قطعه « 8 »
خدايگان زمين و زمان يگانهء دهر * كريم و سرور و مرحوم و خواجهء دوران جهان‌پناه سكندر نژاد عالىقدر * پناه قوت اسلام و صاحب ديوان
هامش
( 1 ) خ : تخافون ( 2 ) خ : و البشرو ( 3 ) خ و ق : هرچه از ( 4 ) خ : ابهر ( 5 ) ق : مرتبهء ( 6 ) خ : زهر ( 7 ) در خ اين جمله نيست ( 8 ) در ق اين كلمه نيست
دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 294 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير ) / سعيد نفيسى