الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا
« 1 »
وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا
« 2 »
بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ »
، لاجرم خاطر از خلايق فارغ ساخته ، در مقام تسليم گفت : مصرع : هرچيز « 3 » تو آيد خوش بود ، خواهى جفا ، خواهى الم . و نماز ديگر دوشنبهء چهارم شعبان سنهء مذكوره در موضع اهر « 4 » از سرپنجهء جلاد قهر شربت شهادت چشيد و محنت سراى دنيا را وداع كرده ، رخت بجنت اعلى كشيد .
بيت
تيغى كشيده بر همه اين چرخ كوژپشت * كو صد هزار شاه و گدا را بقهر كشت
چون عاقبت فناست جهان دورنگ را * سهلست خوب و زشت اگر نرم يا درشت
يكى از فضلاء در مرثيهء « 5 » آن صاحب سعادت انتما اين رباعى انشاء كرد :
رباعى
از رفتن شمس از شفق خون بچكيد * مهروى بكند و زهره « 6 » گيسو ببريد
شب جامه سيه كرد درو ، تا دم صبح * برزد نفس سرد و گريبان بدريد
- - و ديگرى قطعهاى در سلك نظم كشيده « 7 » - - :
قطعه « 8 »
خدايگان زمين و زمان يگانهء دهر * كريم و سرور و مرحوم و خواجهء دوران
جهانپناه سكندر نژاد عالىقدر * پناه قوت اسلام و صاحب ديوان
هامش
( 1 ) خ : تخافون
( 2 ) خ : و البشرو
( 3 ) خ و ق : هرچه از
( 4 ) خ :
ابهر
( 5 ) ق : مرتبهء
( 6 ) خ : زهر
( 7 ) در خ اين جمله نيست
( 8 ) در ق اين كلمه نيست