تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
نكرده ، صاحب را بمصادقت و موافقت حكام مصر و شام متهم گردانيدند و بيك بارگى آن عزيز در خوارى افتاد . در آن اوان اباقا خان بهمدان شتافته ، مجد الملك از « 1 » غايت اعتبار و اختيار كس ببغداد فرستاد ، تا صاحب علاء الدين را باردو آوردند و محصلان او را با بندى « 2 » گران همراه داشته ، متوجه گشتند . در آن اثناء فى عشرين ذى الحجه « 3 » سنهء ثمانين و ستمائه « 4 » اباقا خان وفات يافت و در ربيع الاول سنهء احدى و ثمانين « 5 » تگودار « 6 » - - بن « 7 » - - هلاكو خان كه ملقب بسلطان احمد بود بر تخت خانيت نشسته ، انوار عدالتش بر وجنات اهل اسلام تافت و اول حكمى كه فرمود آن بود كه ايلچيان « 8 » بهمدان فرستاد ، تا خواجه علاء الدين « 9 » عطا ملك را از قيد خلاص داده ، باردو آوردند و زمام امور ملك - - و مال « 10 » - - را من حيث الاستقلال - - در « 11 » - - كف كفايت صاحب سعيد خواجه شمس الدين محمد نهاد و او را بيشتر از پيشتر بعواطف خسروانه و عوارف پادشاهانه نوازش نمود و كرت ديگر نايرهء بغض و حسد در كانون درون مجد الملك اشتعال يافته ، بارغون خان عرضه كرد كه : صاحب ديوان پدر بزرگوار شاهزاده را بزهر هلاك ساخت و چون مىداند كه من بر آن سر وقوف يافته‌ام اكنون قصد سر من دارد و سعد الدين برادرزادهء مجد الملك بر مضمون اين عريضه مطلع گشت و بنابرآنكه از عم خود « 12 » رنجيده بود به خدمت خواجه شمس الدين محمد آمده ، صورت مكاتبه را باز نمود و اين حديث
هامش
( 1 ) خ : مجد الملك را از ( 2 ) خ : بندكى ( 3 ) در ق اين كلمه در حاشيه افزوده شده ( 4 ) 20 ذيحجه سال 680 و در ق : و ثمانين ستمائه ( 5 ) سال 681 ( 6 ) ق و خ : مكودار ( 7 ) در خ اين كلمه نيست و در ق با خط ديگر در بالاى سطر افزوده شده ( 8 ) خ : ايلخيان ( 9 ) ق و خ : عطاء الدين ( 10 ) در خ اين كلمه نيست ( 11 ) در خ اين كلمه نيست ( 12 ) در ق پس ازين با خط ديگر در بالاى سطر افزوده شده : « رحمه اللّه »