تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
كرت چهارم بدان امر اقدام نموده ، پادشاه از گوشتى كه بنابر نص كلام حضرت عزت حرمت آن ثابت گشته ، بسر كارد لقمه‌اى به صاحب داد و صاحب آن لقمه را خورده ، زمين خدمت ببوسيد . بعد از آن ايلخان « 1 » جام شراب از جناب صاحبى ستانده ، دركشيد و با ايناقان گفت : اين تازيك عجب مرد جلد بحرارتيست ! چند نوبت از قبول كاسهء او اعراض كردم و او هم‌چنان در كاسه داشتن مبالغه نمود و در خاطر چنان بود كه - - اگر « 2 » - - آن لقمه را جهة رعايت ملت خود رد كند ديدهء « 3 » او را هم بسر اين كارد از چشم خانه بيرون كنم . القصه چون مجد الملك ديد كه مكايد او در شان صاحب آصف‌نشان چندان تأثيرى نكرد در غمز و سعايت برادرش علاء الدين عطا ملك سعى نمودن گرفت و نايب او مجد الدين اثير را بفريفت تا در برابر صاحب علاء الدين آمده ، آغاز تقرير كرد و فرمان اباقا خان باخذ و قيد عطا ملك صادر گشته ، چون خواجه شمس الدين محمد نازكى آن مهم مشاهده نمود ببرادر پيغام داد كه : هرچه مقرران گويند قبول كن و بهيچ‌وجه بر سخنان ايشان انكار منماى و بعد از آن « 4 » گفت‌وگوى بسيار صاحب علاء الدين مبلغ سيصد تومان قبول فرمود معذلك معاندان خرسند نگشتند و مهم به جائى رسيد كه محصلان او را بسلاسل و اغلال گردد بغداد مىآوردند و بانواع شكنجه و عذاب معذب مىداشتند ، تا هرچه داشت وقايهء جان خود ساخته ، بفروخت و بها تسليم نمود و معاندان به مجرد - - اين « 5 » - - مطالب اكتفا
هامش
( 1 ) خ : ايلخان ايلخيان ( 2 ) در خ اين كلمه نيست ( 3 ) خ : ملت حورد و كنديده ( 4 ) در ق روى كلمهء « آن » خط كشيده شده ( 5 ) در خ اين كلمه نيست و در ق با خط ديگر در بالاى سطر افزوده شده .