گردانيد و منصب وزارت بدستور معهود به دو مفوض داشته ، نوبت ديگر جناب صاحبى بدرجهء اعتبار رسيد و صاحب سعيد سجدات شكر « 1 » بجاى آورده ، بايفاى نذور « 2 » و صدقات قيام نمود و رسولان به اطراف و جوانب فرستاده ، از تجديد عنايت اباقا خان اعلام فرمود . از حمله رقعهاى ببرادر عالى گهر خود خواجه علاء الدين عطا ملك نوشته ، مصدر بدين آيه ساخت كه :
« يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ »
و اين بيت را رديف آيه كرد :
بيت
امروز به حمد اللّه فارغ دلم از دشمن * كاندر دل تنك من جز دوست نميگنجد
در روضة الصفا مسطورست كه : صاحب سعيد هرچند از سخط پادشاهى ايمن شده ، نوبت ديگر رايت وزارت برافراخت اما مجد الملك بنابر كمال اعتبار و اختيار در قصد آن جناب همچنان مجد بود و صاحب به قوت نفس و علو همت از ملازمت اباقا خان لحظهاى تقاعد نمىنمود . روزى اباقا خان جناب صاحبى و مجد الملك يزدى را احضار فرموده ، فرمود كه : بمشافهه با يكديگر سخن كنند و چنان كه « 3 » رسمست هردو پهلوى يكديگر زانو زدند . اباقا خان فرمان داد كه : خواجه شمس الدين محمد پستر زانو زند « 4 » و صاحب سعيد در حضور دشمن از دستكم عنايتى پادشاه آن جام تلخمذاق دركشيد و سخنان او را بر نهج صواب جواب در رشتهء بيان منتظم گردانيد و همچنين روايت كنند كه : روزى در مجلس بزم جناب صاحبى سه نوبت زانو زده ، اباقا خان را كاسه داشت و هربار حضرت شهريار از قبول آن كاسه اعراض فرمود و صاحب
هامش
( 1 ) خ : شكر او
( 2 ) خ : نذر
( 3 ) ق و خ : چنانچه
( 4 ) خ : زدند