خان گيتىستان مرا به ترتيب تربيت سرافراز گردانيد بر صاحبديوان ثابت مىسازم كه قريب چهار هزار تومان از اموال پادشاهى املاك بنام خود خريده و از نقود و جواهر و گله و رمه قرب دو هزار تومان ديگر در تحت تصرف دارد و بنابرآنكه معلوم نموده كه من بر معايب او او اطلاع دارم اينك منشور ضبط حكومت سيواس بنام من نوشته و مبلغ كرامند بر سبيل رشوت فرستاده . شهزاده ارغون خان اين سخنان پريشان را بسمع رضا اصغاء نموده ، در خلوتى شمهاى ازين معنى بعرض پدر رسانيد . اباقا خان بر زبان آورد كه : بافشاى اين سر مبادرت منماى ، تا بر سبيل تدريج و تانى درين مهم شروع كرده شود .
بيت
مكن در مهمى كه دارى شتاب * ز راه تانى عنان برمتاب
كه اندر تانى زيان كس نديد * ز تعجيل بسيار خجلت كشيد
و بعد از اندكزمانى از وقوع اين قيلوقال مجد الملك در مجلس پادشاه باستقلال راه يافته ، بىواسطه كلمات مذكوره را بعرض - - رسانيد و تقرير مجد الملك در ضمير پادشاه جايگير شده ، مزاج همايون نسبت به صاحب « 1 » - - سعيد « 2 » تغيير پذيرفت و مجد الملك منظور نظر كيميا اثر گشته ، اباقا خان هم در آن مجلس او را بدست عطا كاسه داد « 3 » و احوال تمام ممالك و خرابى و آبادانى هربلاد و ديار استفسار نمود و او « 4 » بعبارت روشن كيفيت آن حالات خاطرنشان خان گيتىستان
هامش
( 1 ) در خ اين جمله نيست
( 2 ) خ : سعير
( 3 ) خ و ق : داشت
( 4 ) خ :
نموده او را