اثير كه از جملهء مخصوصان برادر صاحبديوانست بنابر اشاره و استصواب اخوين با مصريان زبان يكى دارد و پيوسته در مجالس زبان بتمدح سلطان مصر مىگشايد . از استماع اين حديث نايرهء خشم شهريارى اشتعال يافته ، فرمان داد تا مجد الدين اثير را گرفته ، در شكنجه كشيدند و بعد از آنكه هرچند او را ايذاء نمودند بمدعاى مجد الملك مقر نيامد او را تسليم صاحب سعيد كردند . جناب صاحبى چون عناد مجد الملك را بدين مثابه مشاهده فرمود او را نامزد ضبط اموال سيواس كرده ، مبلغى كرامند دربارهء او انعام فرمود . مجد الملك بنابرآنكه مباشر آن حركت شنيع شده بود به مجرد اين استمالت اعتماد « 1 » بر جانب صاحب نكرد و هم چنان گردد مقدمات مكروحيل برآمد ، انتظار فرصت مىكشيد و با اعداى صاحب سعيد محبت و مودت مىورزيد ، تا در زمانى كه ارغون خان « 2 » بعز بساط بوسى پدر فائز شده ، مجد الملك بوساطت اباچى كه در سلك نواب شاهزاده انتظام داشت در مجلس ارغون خان راه يافته ، بعرض رسانيد كه : هرسال آن مقدار مال كه از مجموعهء محروسه بخزانهء عامره مىرسد حاصل املاك خاصهء نواب - - صاحب « 3 » - - ديوانست كه بر سبيل خيانت از اموال پادشاه خريده و معذلك در كفران نعمت كوشيده ، با سلاطين مصر و شام طريق محبت و اخلاص مسلوك مىدارد و برادرش علاء الدين عطا ملك ملك بغداد و عراق عرب را ملك خود تصور كرده و بدستور ملوك ذوى الاقتدار تاج مرصع جهة خويش ترتيب داده و اگر
هامش
( 1 ) در ق اين كلمه با خط ديگر بالاى سطر نوشته شده
( 2 ) خ : اباقا خان و در ق ظاهرا چنين بوده و تراشيدهاند و درست كردهاند
( 3 ) در خ اين كلمه نيست و در ق با خط ديگر در حاشيه افزوده شده