خواجه جلال الدين تورانشاه
در مبادى احوال بنابر فرمودهء شهريار « 1 » باستقلال شاه شجاع بحكومت خطهء ابرقوه قيام مىنمود و در آنوقت كه آن پادشاه جهان مطاع بواسطهء استيلاى شاه محمود از شيراز بابرقوه شتافت خواجه تورانشاه بلوازم نيكو خدمتى قيام نموده ، كما ينبغى به ترتيب اساس مكنت و تنظيم امور ملك و دولت پرداخت و شاه شجاع در ارتفاع قدر و منزلت خواجه كوشيده ، منصب وزارت را بوجود او مشرف ساخت و خواجه تورانشاه تا آخر ايام حيات پادشاه آفتاب احتشام در سلك وزراى عظام انتظام داشت و در زمان سلطان زين العابدين نيز روزى چند رايت وزارت برافراشت .
خواجه قطب الدين سليمانشاه - - بن خواجه محمود كمال « 2 » - -
در آن ايام كه شاه شجاع دار الملك شيراز را از برادر خود شاه محمود انتزاع نموده ، كرة بعد اخرى بر سرير سلطنت سليمانى متمكن گشت قامت قابليت خواجه قطب الدين سليمانشاه را بخلعت وزارت بياراست و چون چند ماه برين قضيه « 3 » بگذشت بسبب جريمهء و پسرش « 4 » خواجه غياث الدين محمود در وجود آمد شاه شجاع غياث الدين محمود را ميل كشيده ، پدرش را محبوس گردانيد و خواجه قطب الدين سليمانشاه از محبس گريخته . باصفهان شتافت و شاه محمود علىرغم برادر منصب وزارت خود بوى تفويض نمود .
هامش
( 1 ) ق و خ : شهريارى
( 2 ) اين عبارت در خ نيست
( 3 ) ق : قصه .
( 4 ) - در ق و خ چنينست و پيداست بايد « جريمهاى كه از پسرش » باشد .