رفت و چون خدمت مولوى نقض « 1 » عهد كرده ، بوزارت امير شيخ ابو - اسحق مشغول گشت و نزد امير محمد مظفر بوضوح پيوست كه توجه او بنابر اغواى خواجه تاج الدين بوده ، حكم كرد كه خواجه را بسياست رسانند . خواجه در بديهه اين بيت بر زبان آورد - - كه « 2 » - - :
بيت
بر تاج عراقى ز سر لطف ببخش * تا خسرو تاجبخش خوانند ترا
و امير مبارز الدين محمد رقم عفو بر جريدهء جريمهء خواجه تاج الدين كشيده ، خواجه چندگاه ديگر بسرانجام امور وزارت اشتغال نمود .
اما بالاخره بموجب فرمودهء امير محمد بعز شهادت فايز شد .
خواجه برهان الدين
وزير صايب تدبير و صاحب صافى ضمير بود . در ايام سلطنت امير محمد مظفر بسرانجام مهام ملك و مال قيام مىنمود . در آن اوان كه امير مبارز الدين از مردم افغانى و جرمانى « 3 » شكست يافته . بجانب كرمان بازگشت خواجه چند قطار شتر و استر واوانى و ظروف نقره و زر را از خاصهء خويش ترتيب كرده ، پيشكش نمود و اين معنى موافق مزاج امير محمد افتاده ، در ازدياد مرتبهء خواجه افزود . تا آخر ايام حيات امر وزارت را برو مقرر داشت .
خواجه قوام الدين محمد صاحب عيار
چون پادشاه جهانمطاع جلال الدين شاه شجاع رايت سلطنت و اقتدار برافراشت زمام امور ملك و مال را در قبضهء اقتدار خواجه قوام الدين
هامش
( 1 ) ق و خ : نقص
( 2 ) در خ اين كلمه نيست
( 3 ) ق : جرمايى