تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
نشانى ميكنند و درين باب از بندگان آن آستان اقبال‌آشيان استجازه نمينمايند و مضمون اين عريضه بسمع اتابك آقسنقر « 1 » رسيده ، كمال الدين ثابت را در قلعهء همدان بقتل رسانيد و اين صورت موجب مزيد عزت عز الملك شده ، بدستور پيشتر بلكه - - بيشتر « 2 » - - بتشييد قواعد ظلم و طغيان اقدام نمود و چون اتابك آقسنقر « 1 » از عالم انتقال فرمود سلطان مسعود بقيد و حبس عز الملك فرمان داد و محصلان بعد از آنكه آنچه در مدت وزارت اندوخته بود « 3 » از وى بستدند او را « 4 » از محبس بجهان جاودان « 5 » فرستادند ، مصرع : از تيغ اجل نجات ممكن نبود .

مويد الدين مرزبان

مدت مديد « 6 » منشى سلطان مسعود بود و بعد از عزل عز الملك منصب وزارت را تعهد نمود و او بجمال نسب و كمال فضل و ادب اشتهار و اتصاف داشت . اما بعد از آنكه دو سال رايت وزارت برافراشت اتابك بوزابه او را معزول گردانيده ، آن منصب را بنايب خود تاج الدين ابو طالب شيرازى داد .

تاج الدين ابو طالب الشيرازى

از اكابر وزيرزادگان فارس بود . اما از صفت عقل و كياست و وقوف « 7 » بر تمشيت امور وزارت بهره‌اى نداشت . لاجرم بعد از قتل اتابك بوزابه از آن شغل معزول « 8 » گشته ، بشيراز مراجعت نمود .

شمس الدين ابو النجيب در گزينى « 9 »

خواهرزادهء ابو القاسم در جزينى بود و به غير آن « 10 » فضيلتى نداشت
هامش
( 1 ) خ : آقسنغر ( 2 ) در خ اين كلمه نيست ( 3 ) ق : بودند ( 4 ) ق و خ : بستدند و او را ( 5 ) خ : جاودانى ( 6 ) خ : مدتى ( 7 ) خ : توقف ( 8 ) ق و خ : مشغول ( 9 ) ق : دركذينى ( 10 ) خ : به غير از آن