شرف الدين انوشيروان « 1 » بن خالد الكاشى
در اقسام فضل و هنر و ادب و تبحر در لغات عرب يگانهء روزگار بود و بسيارى از اوقات شريف را در مطالعهء علوم معقول و منقول صرف نموده ، بر جادهء شرع و تقوى و امانت مدت العمر ثبات قدم ورزيد و با وجود علوشان هرگز پيرامن عجب و نخوت نگرديد . چندگاه بوزارت سلطان محمود بن ملكشاه رفته ، مدت هفت سال ديگر علم وزارت برافراشت .
اما بواسطهء بخل و حسد و كثرت تواضع و فروتنى رياض جاه و منصبش هرگز بر شحات شوكت و ابهت طراوت و نضارت نپذيرفت و وفور خفت « 2 » و عدم تمكينش بمثابهاى بود كه در صدر ديوان و مسند وزارت از براى همهكس بىتحاشى قيام مىنمود . بنابرآن يكى از فضلا - - ى عصر « 3 » - - اين دو بيت انشا كرد كه :
بيت
مرا ايريست بىشرم و معاند * ولى را باز نشناسد ز حاسد
براى هركسى بر پاى خيزد * تو گوئى هست نوشروان خالد
روزى جمعى با او سفاهت بىنهايت نمودند و او از كمال تواضع و سلامت نفس چنان كه « 4 » بايد جوابى نداد . نواب درگاه وزارت گفتند كه :
ما را اينهمه حميتى نيست . جواب داد كه : چهل سالست كه من در پناه بىحميتى بسر مىبرم .
قطعه
چون خاك باش در همه احوال برد بار « 5 » * تا چون هوات بر همهكس قادرى رسد
هامش
( 1 ) خ : انوشروان
( 2 ) خ : سمت
( 3 ) در ق اين كلمه نيست
( 4 ) ق و خ : چنانچه
( 5 ) ق : نرد و باز