بيت
به خون خلايق ميآلاى دست * كه بالاى دست - - تو « 1 » - - هم دست هست
ناصر الدين طاهر بن فخر الملك بن نظام الملك
در درج وزارت و درى برج صدارت بود و بعد از عزل « 2 » قوام الدين درگزينى بوزارت سلطان سنجر قيام نمود . بحسب تقدير مقارن آن حال سلطان بىهمان در دست حشم غز « 3 » گرفتار گشت و ناصر الدين قبل از آنكه از آن منصب تمتعى يابد از جهان گذران درگذشت .
بيت
بگذاشته نقد زندگانى * بگذشت ازين جهان فانى
كمال الدين على السميرمى « 4 »
بصفت عقل و كياست و فهم و فراست موصوف و معروف بود و در زمان - - سلطان محمد بن ملكشاه بوزارت اهل حرم قيام مينمود و چون « 5 » - - سلطان محمد درگذشت و پسرش سلطان محمود پادشاه گشت منصب وزارت خود را بكمال الدين تفويض كرد و - - « 1 » و « 6 » - - از روى وقوف و شعور همگى خاطر بتمشيت آن مهم آورد و در آن اثناء ميان سلطان سنجر و سلطان محمود غبار نقار ارتفاع يافته ، سلطان سنجر با لشكر خجسته اثر بجانب عراق شتافت و در نواحى ساوه سلطان محمود باعم بزرگوار پيكار نموده ، عنان « 7 » انهزام بصوب اصفهان تافت . آنگاه كمال الدين وزير را جهة تمهيد بساط معذرت نزد سلطان سنجر ارسال نمود و چون
هامش
( 1 ) در خ اين كلمه نيست
( 2 ) خ و ق : عدل .
( 3 ) ق : در دشت حشم عر و در خ : در دست حسم عز .
( 4 ) خ : السميرى
( 5 ) در خ اين عبارت نيست .
( 6 ) در خ اين كلمه نيست
( 7 ) ق : عيان