تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
شتافته ، بر سبيل اعتذار اين رباعى در سلك نظم كشيد و پيش وزير فرستاد : رباعى « 1 »
گر تو ز نگاه « 2 » من خبر داشتئى * چون گرك عزيز مصر پنداشتئى من گرك عزيز مصرم ، اى صدر بكن * با گرك عزيز مصر گرك آشتئى
قوام الدين اين رباعى در جواب نوشت كه : رباعى
گر زانكه تو تخم كينه‌ام « 3 » كاشتئى * در جنك نصيب صلح بگذاشتئى اكنون كه زمانه پايدارست مرا * بىبهره بماندى ز گرك آشتئى
و عز الدين اصفهانى هم در آن حبس از جهان فانى انتقال نمود و همچنين وزير قوام الدين عين القضاة همدانى را كه اعلم علماى عهد خويش بود بسبب اندك سختى كه در باب فساد مذهب جمعى از حساد بوى نسبت كردند فرمود تا بر در « 4 » مدرسه كه در آنجا درس ميگفتند از حلق آويختند . بالاخره شآمت خونهاى ناحق شامل روزگار قوام الدين گشته ، سلطان سنجر او را معزول گردانيد و سلطان طغرل بن محمد بن ملكشاه در زمان سلطنت خود بقتل رسانيد . مرد خردمند آنست كه بسبب عروج بر معارج « 5 » دولت اين جهانى و صعود بر مصاعد عظمت سراى فانى بخار غرور و پندار بكاخ دماغ متصاعد نگرداند « 6 » و از عذاب روز جزا و عقاب عالم عقبى انديشه - - نمايد « 7 » - - . بىجهة شرعى بسفك دماء و اراقهء خون برايا سعى و اهتمام ننمايد .
هامش
( 1 ) - ق : بيت ( 2 ) - در ق و خ چنينست و ظاهرا در اصل « گناه » بوده و كاتب تحريف كرده است ( 3 ) - خ : تخم در گلم ( 4 ) - خ : تا در ( 5 ) - خ : معراج ( 6 ) - خ : بگرداند ( 7 ) - در خ اين كلمه نيست و در ق به خط ديگر در حاشيه افزوده شده .