تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
بواسطهء بعضى از نواب بعرض سلطان رسانيد كه : جوهر بسيارى از اموال سلطانى و متوجهات ديوانى بىسندى معتبر تصرف نموده و در مدت اختيار بر خيانت بيشمار اقدام فرموده . سلطان حكم فرمود كه : امراى عظام و اركان دولت به تمام مجمعى ساخته ، بپرسش آن مهم قيام نمايند و چون آن مجلس منعقد شد و بعضى از تصرفات جوهر خادم را تقرير كرد ثقة الدين ابو جعفر كه وزير و نايب جوهر بود درصدد جواب آمده ، بر زبان راند كه : دو هزار غلام در تابين مخدوم من بسر مىبرند و او را بحسب ضرورت جهة ما يحتاج آن جماعت از هرممر كه ميسر گردد چيزى مىبايد گرفت ، چه تاخير و تعويق در سرانجام مهام غلامان موجب اختلال احوال مملكتست « 1 » و تو كه دوات زرين مرصع در پيش و پشت در مسند جلالت وزارت نهاده بودى بايستى كه بر وجهى ضبط اموال ممالك كردى كه كسى را مجال تصرف و تقصير نماندى . نصير الدين گفت : مرا در وقت وزارت حكمى نافذ نبود و توقيع من وقعى نداشت . ثقة الدين جواب داد كه : فوتى « 2 » كه در ايام وزارت كردى در اوقات اشراف تلافى نتوان كرد . القصه در آن روز بين الجانبين قيل و قال بسيار واقع شده و چون كيفيت جواب و سؤال بعرض سلطان رسيد مسعوف استكشاف آن حال گشته ، فرمود كه : منازعان در حضور من مناظره نمايند ، تا حقيقت سخن هريك ظاهر شود و حكم همايون از مكمن عدالت موافق مدعاى او صدور يابد . جوهر خادم از استماع اين سخن در بحر اضطراب افتاده ، بامير على خيرى « 3 » كه منصب حجابت داشت بواسطهء ظرافت و نديمى
هامش
( 1 ) خ : مملكت ( 2 ) خ : قوتى ( 3 ) ق : حبزى
دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 200 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير ) / سعيد نفيسى